زاده ، شفقت فرموده ، رقم مرحمتآميز به طلب بنده فرستاده ، مبلغى جهت خرج راه برات به وزير خراسان شفقت فرمودند . به مجرد مطالعهء حكم اشرف به منزل نوى كه به باغ حوضخانه در قصبهء فراه طرح نموده جهت ساعت بيرون رفت و چند روز به مهمات خود پرداخته ، ارادهء خاطر آن است كه در دوم شعبان سنهء سبع و عشرين و الف عازم دار السلطنهء هرات شده از آنجا انشاء الله تعالى متوجه اردوى كيهانپوى گردد .
و بعد از مراجعت [ از ] مكه معظمه ، حال ملك الملوك در كمال [ 177 ] استقلال گذران است و بيشتر از پيشتر در شغل زراعت و عمارت كوشش دارند . و باغى در بيرونهاى قلعهء نقيب محمود سرابانى طرح نمودهاند و در قريهء درياپشت قريب به عمارت باغ مؤمنآباد باغات و عمارات طرح نمودهاند و مسمى به فيضآباد فرمودهاند و تمامى دكاكين قلعهء راشكك كه به سعى بنده و قبا [ د ] بيك وزير ملك كه از اولاد خواجه قاسم ، مستوفى شاه جنت بارگاه بود و اتمامپذير گرديده بود ، خراب ساختند و باغ سكرى طرح نمودند .
و در سنهء سبع و عشرين و الف ، مير نظام الدين را مخاطب ساختند و چون بعضى املاك قريب به جنگل شيخ زره از آب بيرون آمده ، آبادان شده بود ، و موسوم به اسفنديارى گرديده بود ، زيرا كه زعيم مير نظام ، اسفنديار نام داشته ، در اين سال وكلاى نواب ملك آن املاك را از ايشان گرفتند كه تعلق با ما و اجداد ما داشته و بهجهت اين نااميدى ، مير نظام و ميرويس امير حاجى حسين و امير محمد مقيم - برادر مير نظام - به اردوى معلى رفتند . و در اول اين سال حمزه ميرزا به اردوى معلى رفته بود و مدت شش ماه به خدمت اشرف بهسر برده ، از فرحآباد مرخص شده بود . و بعد از مراجعت ميران از اردوى « 1 » معلى ، ملك معظم ، مولانا عبد العزيز كه قديمى و مستوفى اوست با الله قلى بيك نام نوكر فقيرى [ كذا ] با تحف و هدايا و پياله
هامش
( 1 ) - در اصل : به اردوى .