تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
قشلاق دانقى من اعمال شيروان را مضرب خيام فرمودند و در آن زمستان [ 176 ش ] بنده در آنجا به سر نموده ، چون خوابهاى مشوش مىديد رخصت حاصل نموده متوجه فراه شد . چون به دامغان رسيد ، مير محمود مير احمد سيستانى كه نوكر قديم بنده بود رسيد و اخبار فوت فرزندى ملك غياث الدين ولد ملك محمودى و فوت بنت ملك ابو اسحق ، والدهء محمد مؤمن را رسانيد . از اين اخبار اضطرار فقير زياده شد و به يلغار آمده به زيارت مشهد مقدسه معزز شد و از آنجا به غوريان آمد به ملاقات عاليجاه آصفى جلالا اكبرا كه دوست حقيقى بنده است معزز گرديد و از آنجا به هرات آمده به ملاقات امير الامرائى و نواب اسمعيل خان 185 و نواب خان عالم كه ايلچى شاه نور الدين جهانگير است و به خدمت نواب اشرف مىرفت مشرف شد و [ به ] ملاقات زبدة السادات و الوزرا امير سيد عليا [ ى ] خطيب مسرور گرديد و عاليحضرت ، فضيلت منقبت ، شيخ الاسلامى ، شيخ حسين را كه دوست حقيقى و مخدوم تحقيقى بود ، ملازمت نمود . فى الجمله تسكين آلام زمانه گرديده ، از آنجا به فراه آمده ، بازماندگان آزرده‌خاطر و فرزند محمد مؤمن را ملاقات نمود و در تسكين خاطر محنت‌رسيدگان كوشيد و مبلغهاى كلى از همه قروض آن پنج سال يساق را گذرانيد . گنجايش داشت كه در عوض محنت پنجساله ، چند روز راحتى نصيب جان گردد ، بر خلاف متوقع از منسوبان خان مروت‌نشان ، اسمعيل خان و ملوك فراه و دوستان جانى و دشمنان قديمى از گوشه‌وكنار در ليل و نهار و خريف و بهار همواره آزرده خاطر مىبود و به شكر الهى و نعمت رسالت‌پناهى ( ص ) مشغول بود . چون امراى مكران جهت محمد مؤمن دو سر ماديان ارسال داشته بودند آن دو ماديان را با عرضهء مبنى بر عرض دعا به خدمت اشرف مصحوب شاه كرم آقا كه از ذريه برادر زينل خان شاملوست و به حسب تقدير با بنده مىباشد و سلطان محمد كه از قديميان بنده است فرستاد . بعد از پنج ماه به فرح‌آباد رفته . آن تحفه مقبول طبع اشرف افتاده . خلعت شاهانه جهت بنده و بنده -