تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و موافق منوط به خواست اوست ، آن قلعهء ازهم ريخته را محافظت فرمود . چون بعد از شيوع واقعهء ناگزير اكبر شاه « 1 » ، نور الدين جهانگير شاه « 2 » متصدى امر « 3 » سلطنت چهاردانگ معموره ، يعنى بلاد هندوستان شد فرامين به اطراف ممالك اكبرى فرستاده ، لشكر جمع نمود و ميرزا غازى ترخان را سپهسالار ساخت و حكومت قندهار به نوحيه بيك خان كابلى كه خطاب سردار خانى يافته بود داد و قرابيك كورجانى كه در آن اوان رتبهء پنجهزارى يافته بود همراه نمود كه اگر جنگ با لشكر قزلباش و زابلستان متعذر باشد [ 173 ] هنگامه‌ساز مصالحه باشد ، با جمعى از سلاطين كه تحرير اسامى فردافرد طولى دارد و با سى هزار سوار تعيين نمود . امراى ذوى الاقتدار ، مدتى بود كه اين خبر داشتند و حرفها مذكور مىساختند . بالاخره به اين كنگاش متفق گشتند كه مصطفى بيك را به ميان افغان ترنى به موضع فوشنج فرستند كه مانع آن لشكر از آمدن آن راه گردد . مصطفى بيك با آن جمع كتل را بند كرد و مقرر فرمودند كه نواب ملك بنده را با پانصد سوار سيستان و شهسوار بيك پسر عم اسمعيل خان نيز با پانصد سوار قزلباش و پانصد سوار ديگر از طوايف قزلباش ساكن قندهار همراهى كنند كه به راه ابدالى به استقبال امراى جغتاى رفته ، خود نيز متعاقب مردم سپاهى لشكر را به قلعهء پنجوائى فرستاده ، با جوانان يكهء رزم‌طلب ، متوجه شوند و با امراى جغتاى در هر محل مقدور و مقرر شده باشد ، حرب نمايند . بعد از فرستادن مصطفى بيك به چند روز ، رفقاى بنده و شهسوار بيك مهيا شدند و كار رزم ترتيب يافت كه ناگاه مسرعى از اردوى همايون رسيد و رقم آفتاب شعاع آورد كه اگر قلعه فتح شده باشد به منسوبان آن دولت سپاريم و اگر جنگ درپيوسته باشد و نسيم فيروزى وزيده باشد ، دست از جنگ داشته ، مراجعت نمائيم . همان‌لحظه آن حكم چون گردش
هامش
( 1 ) - جلال الدين ابو الفتح محمد اكبر شاه متوفى سيزدهم جمادى الاخره سنهء 1014 . ( 2 ) - نور الدين جهانگير شاه در بيستم جمادى الاخر سنهء 1014 به سلطنت رسيد . ( معجم الانساب ) . ( 3 ) - در اصل مصرى امير .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 410 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده