تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شرايط سور و خوشحالى به جاى آوردند . بعد از سه ماه ، خبر وصول نواب اشرف به مشهد مقدس رسيد و از آنجا به هرات پرتو وصول انداختند . بنده در خدمت ملك معظم در دار السلطنهء هرات غرهء رمضان سنهء مذكور به شرف پاىبوس مشرف شد . بعد از اتمام رمضان ، سفر مرو و فتح ممالك سنجرى واقع شد و از راه مشهد و قهستان به خدمت نواب ملك ، بعد از فتح مرو به سيستان داخل شديم و بعد از يكسال ديگر سفر خير اثر بلخ دست داد و در آن يورش [ و ] سير ظفر كردار ، ملازم ركاب ظفر انتساب بود . و چون از سفر مرو مراجعت نمودند ، برادرم - ملك محمودى - از وضع سيستان آزرده گرديد ، به جانب مكران رفت و در بلدهء دزك بيمار گرديده ، به رحمت حق پيوست . چنان كه حقيقت فوت او را در شرح حال او بيان خواهد نمود . و بعد از مراجعت از سفر بلخ ، مدت يك سال ، نزول نواب همايون به مشهد مقدس واقع شد و نواب ملك را طلب فرمودند و چون ملك به مشهد مقدس به موكب همايون پيوست ، ملك را به عراق بردند و در سفر فتح تبريز تا گرفتن قلعهء ايروان و مراجعت تبريز در ركاب همايون بود . پس از سه سال به سيستان داخل گرديد . و در آن ايام كه ملك معظم در ايروان به خدمت اشرف بود ، بنده با كمال اخلاص در سيستان به خدمات مرجوعهء ايشان قيام داشت . ملك شاه سلطان [ 172 ] فراهى به سيستان آمده بود ، ميانهء او و اولاد ملك نصر الدين كلفت عظيم شد . چون ملك شاه سلطان در منزل برادرزاده‌هاى فقير بود ، اقوام همگى منازع شدند و مردم ملك معظم جانب ايشان گرفتند و بيعلاج جانب ملك شاه سلطان و برادرزاده‌ها به‌گردن بنده افتاد و جميع ملوك و ملازمان ملك قصد او كردند و او را چند شتر بود و مىخواستند كه اولاد ملك نصر الدين ، تصرف اموال نمايند و سر راه او را گرفتند . فقير با مردم خود او را به اوق رساند و از اوق به تكليف فقير را به فراه آورد . والده‌اش بىبى صالحه دختر ملك حيدر بن ملك ابو اسحق ، چند روز فقير را به فراه
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 407 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده