تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
نگاه داشت . نواب امير الامرائى حسين خان و آصف جاه ميرزا قوام الدين محمد خبر وصول بنده به فراه شنيده ، كس به طلب فقير فرستاده ، فقير را تكليف بردن هرات كردند و به هرات رفتم . در اين اثنا خسرو سلطان غلام حسين خان قلعهء بست را به رفاقت امير زين العابدين گرفت و شاه بيك خان تمامى امرا و اعاظم جغتاى را به محاصرهء او فرستاد و نواب امير الامرا موازى هزار سوار به بنده داده ، بنده را به جنگ جغتاى فرستاد و به فراه آمد . نواب اسمعيل خان نيز موافقت نموده به گرمسير و قلعهء بست رفته ، به تأئيد الهى و توفيق پادشاهى فتوحات دست داد . در آن جنگ ششصد كس كشته شد و صدكس از مخالفان به دست افتاد و محمد زمان سلطان را در آن قلعه گذاشته به جانب فراه مراجعت نموديم . چون يقين بنده بود كه از رفتن هرات كه به تقريبات واقع شده ، طبع ارجمند ملك معظم آزرده شده ، كس به فراه به خدمت حسين خان فرستاده ، رؤوس مخالفان را فرستاديم و خود به جانب سيستان آمديم . در سيستان نيز يك ماه توقف نموده به جانب سرحد و مكران شتافتم و شش ماه در سرحد و بن فهل و دزك به سر نموده ، در آن سفر كتاب مهر و وفا بنظم آمد . و چون خبر وصول ملك معظم از بلاد آذربايجان به سيستان مسموع بنده گرديد ، از سرحد به سيستان [ به ] يلغار مراجعت نموده ، به شرف صحبت لازم المسرت رسيد و همه‌روز به شغل صحبت و سير و شكار مشغول بود . چون مدت يك سال بر اين بگذشت ، خبر فوت جلال الدين اكبر پادشاه در شهور سنهء اربع عشر و الف شايع گشت و چون حيدر سلطان سياه - منصور كه نوكر شاه بيك خان بود از او ياغى شده ، قلعه ميرمنداب 181 را كشيده ، [ كذا ] شاه بيك خان خود بر سر او آمد و او ملتجى به امراى قزلباش گرديده ، عرايض فرستاد . چون در همان ولا خبر فوت پادشاه هندوستان شايع شد ، به خاطر كوته‌انديشان رسيد كه فتح قندهار ميسر است . از روى بىفكرى مقرر [ 172 ش ] شد كه لشكر سيستان و فراه به كومك حيدر سلطان بروند . چون
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 408 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده