تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
به گنجعلى خان داده بودند ، انتظار مىكشيدند كه گنجعلى خان كليد قلاع را بفرستد . چون گنجعلى خان داخل سيستان شد و قلعهء فتح را به‌تصرف درآورد ، مردم تفنگچى ترقون در دادن قلعه مضايقه داشتند . ملك شاه حسين ملك شاه على و ميرزا محمد زمان به قلعهء مذكور رفته ، گنجعلى خان را به قلعهء مذكور بردند و قلعهء مذكور را به تصرف او دادند . چون كليد قلاع رسيد و عرصهء 180 گنجعلى خان مشتمل بر اخلاص مردم سيستان و خرابى سيستان رسيد ، سيستان را دربسته به ملك معظم و ملوك مكرم دادند و احكام مطاعه گذشت و خان احمد آقا را با سواد احكام نزد بنده ، به قندهار فرستادند و بنده نيز پنج شش هزار خانوار مردم يك جا جمع نموده بود و منتظر خبرى بود . چون خان احمد - ملازم ملك - رسيد و كتابات آورد ، از قندهار به حركت آمده ، با آن جمع كثير به سيستان آمديم و غرهء شهر محرم سنهء سبع و الف ، داخل قلعهء فتح شديم و پس [ از ] چند روز از آنجا [ 171 ش ] به برزره - به موضع جلال‌آباد چنگ مرغان - كوچ و مردم و اهل حرم ملك معظم ساكن شدند و بنده و اقوام به منازل موروث خود ، در جارونك نزول كرديم « 1 » . و سيستان بار ديگر بر ملوك قرار گرفت . چون چهار ماه به اين تاريخ بگذشت ، ملك محمودى با جمعى از غازيان كه نوكر شده بودند ، رسيدند و امراى سيستان مثل امير محمود و امير محمد و امير سيد عليا و امير محمد قاسم و از ياران ايوب ، امير محمد مؤمن و امير مقصود و ديگر ياران كه همسايهء قديم ملوك‌اند ، شرايط خدمت و اخلاص به جا آوردند . نقباى زره و اسپهسالاران سرحد و جميع مرزبانان سيستان به دستور قديم ، طوق بندگى و اطاعت در گردن اخلاص خود افكنده ، به تقصير راضى نشدند . در غرهء جمادى الاول سنهء ثمان و الف ، فرزند دلبند در منزل جارونك ، محمد مؤمن نام متولد گرديد و تمامى اهالى مجتمع بودند . آخر همان‌روز ، ملك معظم از عراق رسيد و قدم [ فرزند ] ارجمندى محمد مؤمن مبارك و مسعود گرديد . ملوك و امرا و اهل سيستان ،
هامش
( 1 ) - در اصل : نزول فرمودند .