تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
روز ملك محمودى و بنده را رفيق طريق ساخته ، ملك شاه حسين ملك قاسم قبل از اين قصه به چند روز به سيستان رفته بود كه از آنجا به عراق رفته ، اسبى چند به قندهار آورد . و برادرش شاه ابو اسحق تا قلعهء بست همراه بود ، آنجا به رحمت [ خدا ] و به عالم بقا پيوست و يك روز درد دلى داشت ، به همان درد به رحمت حق رفت . برادرش ملك شاه حسين [ 169 ] در حوض‌دار بيمار شد . از غرايب اتفاقات آنكه در يك هفته هردو برادر فوت شدند . و ميرزا محمد زمان و شاه حسين ابن ملك على نيز در آن سفر همراه شدند . باز به‌دستور ، كوچ و مردم ملك و ديگر ملوك در قندهار بماند و ملك ابو الفتح با حمزه ميرزا و بعضى ملك‌زاده‌ها مثل ملك يحيى و ملك عوض و شاه مرتضى در قندهار بماندند و شاه حبيب الله كه دفعهء آخر در جنگ كنار هيرمند به گذر محمود سرحدى كه ملك محمد شكست يافت و در آب غرق شد ، مجددا به دست اوزبك افتاده بود ، او را بهادران مثل حلقمان « 1 » و ايشم‌بى در قلعهء فتح محبوس داشتند . در حينى كه بعد از استيصال اوزبكيه از قلعهء فتح به قندهار آمدند ، او را همراه آذوقه بپاوسه سپردند . [ كذا ] . چون فارس قلم ، به ميدان بيان ، آمدن ملك و ملوك ديگر به خاكبوس درگاه شاهى و معاملات كه بعد از فتح خراسان روى نموده ، درآمده ، در آن‌ميان چيزىكه مناسب اين مقام نيست قلمى نتوان نمود و از شرح حالات اولاد ملك ابو اسحق كه خلاصهء ملوك و زبدهء عجم‌اند نيز نميتوان گذشت . مناسب حال مىنمايد كه شمه‌اى از حال ايشان در اين آخر فتور ملوك قلمى شود و باز بر سر سخن آمده ، تمهيد معانى ايام فتح خراسان و آمدن ملك مرة بعد اخرى به جانب سيستان داده شود . و الله الموفق و المعين .

حال اولاد شاه ابو اسحق

برادر ملك الملوك ، 173 ملك محمود ملك ابو اسحق جوانى بود ، بغايت نيكوصورت و پاكيزه‌سيرت . در شيوهء قابليت و ادراك معانى و جلادت و
هامش
( 1 ) - اين نام به شكلهاى ديگر در سابق نيز آمده است .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 400 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده