تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
عراق نمودند و بعد از يك هفته به قصبهء بم كرمان نزول نمودند . شاه قلى بيك تملوىزيك ، قوم گنجعلى خان ، حاكم آن مرزوبوم بود ، شرايط خدمات به جاى آورد و بعضى مردم رامرود ، شتر لاغر و احمال و اثقال خود در بم گذاشتند . از ملوك ملك محمد ملك على و شاه ابو اسحق و شاه خسرو بن شاه ابو الفتح و شاه حسين شاه على رفيق طريق بودند . چون اتفاق كرمان واقع شد ، گنجعلى خان كه معدن مروت و حلم و خلق و سخاوت و نجابت بود ، نهايت مهربانى و شرايط مودت و ميزبانى به جاى آورد . ملك را به خدمت نواب اشرف فرستاد و جمعى از اقوام معتبر خود در خدمت ملك تعيين نمود . چون به دار السلطنهء اصفهان نزول واقع شد ، به دولت پاىبوس بندگان نواب كامياب اشرف اعلى مشرف گرديد . نوازشات كلى شامل حال ملك و اقوام گرديد . در همان اوان به سير و شكار نطنز و كاشان بيرون رفتند و چند روز در آن قصبات به شكار مشغولى داشتند و همه اوقات در مجلس بهشت‌آئين ملك جا داشتند و تا به كاشان رفته ، تماشاى آن بلده نموده و پس از چند روز به جانب اصفهان معاودت نمودند . در اين اثنا معتمد الدوله و ركن السلطنه فرهاد خان قرامانلو از دار المرز رسيد و نواب اشرف به استقبال او شتافته ، صدارت ملك فرموده ، باوجود گرمى ظاهر ، باطنا فرهاد خان را آمدن ملك به عراق خوش نيفتاد « 1 » و ملك چون اول سفر و غربتش بود ، نيز اضطراب نموده ، اظهار رخصت فرمود . با وجود آنكه خاطر ملك از ممر قلاع سيستان جمع بود و بنده و برادر تا سه سال ديگر حفظ و حراست مىنموديم ، اضطراب آمدن نموده ، چنانچه نواب اشرف ، حال قلاع را بواجبى استفسار فرموده ، ملك حقيقت [ 160 ش ] حال بنده و برادر و حسن سعى در نگاهبانى قلاع عرض نموده ، باوجود اين امر اظهار رخصت مىكنند و مطلقا فرهاد خان تجويز كومك نمىكرده و مىگفته « امسال كه مىآيد ما به يساق خراسان مىرويم از آن راه ، جمعى با ملك همراه
هامش
( 1 ) - در اصل : آمدن ملك خوش نيفتاد به عراق .