شكر آميخته داشتند و همهوقت حاضر بودند و لوليان كابلى كه در شيوهء رقص و حركات سرآمد اهل اصولند ، خلاصه و زبدهء ايشان [ 156 ] آقا ماه كابلى بود با چند لولى شيرينكار شورانگيز ، به اميد مرحمت آن خان بلندمكان از كابل به قندهار آمده بودند . چون آقا ماه ، معشوق ميرزا محمد حكيم بن همايون پادشاه بود و شاه بيك خان نوكر قديمى فدوى ميرزاى مزبور بوده ، بواسطهء اخلاصى كه با ميرزا داشت آقا ماه را نيكو داشتى و زيب مجلس او همواره از آقا ماه بود .
حاصل كلام ، از آنروز كه مطالب بنده از آمدن قندهار ، مفهوم خان رفيع الشأن شده بود ، موره كه به عبادت 161 جغتاى قاصد جلد بوده باشد ، به هندوستان نزد پادشاه جمجاه ، خلايقپناه ، جلال الدين و الدنيا ، اكبر پادشاه فرستاده بود و مضامين مقاصد ملك معظم و بنده را معروض داشته بود و بهانهء جشن و طوى كه از اول نزول بنده به قندهار ابتدا شده بود . تا چهل يوم مشغول صحبت بوديم . از جانب پادشاه جواب جهت او آمده بود و ملك محمد كه قبل از اين واقعه به شش ماه به هندوستان ، مرتبهء ديگر عود نموده بود و عرض حال ملك معظم و اقوام خود نموده بود ، پادشاه به زبان مرحمت و اشفاق فرموده بودند كه ملوك ذوى الاقتدار سيستان را با آباى عظام ما از زمان امير صاحب قران تيمور گوركان تا حال دو نسبت است : قومى اول آن است كه خواهرزادهء امير تيمور را به ملك قطب الدنيا والدين محمد دادهاند و ملك على از او بههم رسيده و همشيرهء ابو سعيد گوركان را به ملك يحيى دادهاند و ملك سلطان محمود از او تولد نمود ، حضرت همايون پادشاه و ملك سلطان محمود پسران خالهاند . امداد و اعانت ملوك سيستان بر ذمت همت ما لازم است . ليكن ترا از حال سيستان بواجبى اطلاعى نيست . كسى از ملوك مىبايد كه از بيان دلپذير او حقايق حالات سيستان ، بنوعى خاطرنشان اشرف شود كه گويا آن ملك ديدهايم . تا يكى از طرزدانان مجلس خاص ، رفيق او ساخته ، نزد والى توران فرستيم . البته سيستان بما مىگذارد . اگر اقوام شما
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٣٦٧