تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
حبيب الله جريده بر سر رعايا و ضعفاى قلعهء سبز ماند و هنگامهء قلعهء سبز افسرده گشت . مير سيد على بعد از صلح به پشته‌زاوه رفت و منزل امير محمد را « 1 » به غير از ياران ايوب كه چون ايوب صابر بودند و عجزه ، كسى ديگر در قلعهء سبز نماند و در شهور سنهء اربع و الف ، مقام قلعه سبز را بازگذاشتند . بالاخره ملك معظم به دعاى دوستان و لطف سبحان از آن بيمارى ، صحيح و سالم شدند و شاه حبيب الله نيز به قلعهء فتح آمد و مردم برزره به قراء و مواضع خود رفتند . ناگاه خبر رسيد كه سيستان را نامزد نوينان جوجىنژاد و بلم ؟ ؟ ؟ خان عالى مسار [ كذا ] نموده‌اند . بعد از چند روز الم يساول را فرستاد و طلب امير محمود نمودند و تمامى برادران با لشكر خود به قصبهء نيه جمع‌شدند . امير محمد و امير مقصود به سيستان آمده به اتفاق امراى سيستان به قلعهء فتح آمدند و ملك معظم ايشان را رخصت رفتن داد و خود نيز كتابتى مشحون بر كمال او به قلم آورد . امراى سيستان به قصبهء نيه رفته ، سلاطين را ملازمت نمودند و ايشان مقرر كردند كه ما در اين سال از قلعه نيه و قاين به سيستان نمىرويم و يكى از قديميان و اتاليقان خود به سيستان مىفرستيم « 1 » « 2 » . و بعد از يك هفته امراى سيستان را [ 153 ] مرخص نموده مصحوب ميرزا بيك اتاليق ، كتابتى از روى محبت به ملك معظم به قلم آوردند و به ملك محمودى و بنده نيز نوازش‌نامه‌اى مبنى بر استمالت بسيار فرستاده و امير سيد على قاينى كه از ديرباز رابطهء موالات ميانهء پدر او امير سيد حسين كرامى [ كذا ] و ملوك مسلوك بود ، وزير باستقلال دين محمد خان بود ، نوشته‌ها فرستاد و فيما بين مصلح بود . ميرزا بيك به قلعهء فتح آمد و چند روز مهمان بود و او را به اعزاز و احترام مرخص نمودند . و چون او برفت ، ميران همگى به خدمت ملك آمدند كه ما مهمات سيستان را چنين ساخته‌ايم كه مبلغى بدست [ خود ] به اوزبك بدهيم و برات به مهر عالى مىرسيده باشد و تتمهء مال سيستان بهرنوع
هامش
( 1 ) - افتادگى دارد . ( 2 ) - در اصل : مىفرستم .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 359 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده