خود رفتند . و شب كه سپهسالار اين نيلگون حصار است ، سپر نقرهء ماه بر دوش گرفته ، لباس عيارى پوشيد . جمعى كه در قلعهء سبز لاف شبگردى مىزدند ، مثل على احمد نوكر قديمى « 1 » ملك محمودى و محمد شيخ على و امير على محمد خواجه و امير فضل الله و برخى ديگر ، متوجه اردوى اتراك ماوراء النهر شده ، آن شب مال بسيار از آنجا بيرون آوردند و دستبردها كردند كه حلقه در گوش بهادران شد . روز ديگر ميرمندان و بيرم ديوان بيگى 156 كه از ايام آمدن جنود تركستان به خراسان مكرر به سيستان مىآمدند و سابقهء آشنائى داشتند ، به قلعهء سبز آمدند و كتابت ملا قرا نزد برادرم آوردند . و چون كتابت مطالعه شد ، معانى او مشحون بود به مضامين صلحآميز و اظهار ملاقات . چون زبدة الملوك ميل داشت كه حقايق حالات جنگ و صلح و بزم و رزم اغلان را به ديگر امراى تركستان و منسوبان ، افتخار الصدور و ركن - السلطنه مير قلبابا ظاهر سازد ، نامهاى مشحون به طلب ملا قرا و قيم اتاليق 157 و حب على بى و دلدار بيك و جوشن بيك و روشن بيك قلمى نمود و ميرمندان و بيرم ديوان بيگى را مخلع ساخت . ايشان به قول خود شتافته ، روز ديگر امراى تركستان با اغلان مشورت آمدن و صلح و صلاح و حكايت دستبرد و گرفتن ملك محمودى را اظهار كردند . اغلان بعضى حكايات به ايشان گفته ، رخصت آمدن داد . آن لشكر سواى قشون اغلان همگى نغمهء ضيافت به لب كرنا آشنا ساخته ، كرناها بنوازش آورده ، سوار شدند . قريب به سه هزار كس به حوالى سهور شيخ كه تا در قلعه دو ميدان اسب است آمدند . ملك محمودى ، گاو و گوسفند بسيار جهت ضيافت آن گروه ذبح فرموده ، در بيرون خندق سايهبانها افراشته ، فرشها گسترده ، مجلس وسيعى طرح شد . بهادران مذكور چهار صد جوان مجلسنشين با خود آوردند . و هزار سوار يك سير تير دور بر سر اسبان خود ايستاده . جلوداران آنجا جميع برنا ، ايشان اسبان را نگاه داشتند .
و دو هزار كس ايشان در مزرعه سهور شيخ به خانههاى خالى آن موضع فرود
هامش
( 1 ) - در اصل : نوكرى قديمى .