تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
آمدند و اسباب ضيافت ايشان را از قلعهء سبز بردند و چهارصد بهادر قوىهيكل و مسلح « 1 » كه مجلس عيش را در آن‌روز مانند ميدان رزم برآراسته بودند ، هركس به جاى خود نشست و با ملك محمودى [ 152 ] [ و ] امير سيد على و امير محمود رفاقت نمودند و در مجلس نشستند و امير محمد قاسم و امير سيد محمد و شاه ابو سعيد چوبها بر دست گرفته در آن مجلس ايستادند و از دو جانب شمالى و مشرقى خاك‌ريز خندق تفنگچيان قادرانداز ، فتيله‌ها گيرانيده ، فاصله همان خندق بود ، بر سر هربهادرى دو تفنگچى و كماندارى موكل شدند . همزبانى اهل مجلس با نظارگيان بالاى خندق بود . تا طعام خورده شد هرچند بهادران دست‌وپا زدند كه فرصتى يافته با ملك محمودى و امير محمود و حضار مجلس غدرى نمايند ، فرصت نيافتند . آخر حكايت صلح در ميان آوردند و مقرر نمودند كه حال مقررى به ايشان از محال پشت‌زره و آبخوران مىداده باشند و قرا اغلان را در پشت‌زره جا دهند و بر زبان آوردند كه دولت عبد الله خان آفتابى است بر سر ديوار ، اين چند روز مدارا قصورى ندارد ، نقصانى به دولتخواهى شما كه با شاه ايران داريد ندارد . و بعد از قرار و مدار ، ملك محمودى و مير محمود و مير سيد على به قلعه آمدند و بهادران سوار شده ، متوجه به جانب مردم خود شدند و از سيستان بيرون رفتند . چون در محل آمدن اغلان دفعهء اول به سيستان و لشكر كشيدن و محبوس نمودن امير مؤمن و امير مقصود ، رأى رزين نواب ملك معظم و زبدة الملوكى و امراى عظام به اين قرار گرفت كه جمعى نزد والى توران فرستند و از مكر و شيد و غدر امراى توران ، خصوصا تنگرى بردى اغلان شكوه نمايند ، در ميان جنگ و پيكار ، امير محمد لله و امير مقصود قزاقى را با ده سوار بيابان‌گرد ، تحف و هدايا داده و عرايض و كتابات به والى توران و اركان دولت او نوشتند و ايشان از سيستان ، به جانب بيابان قاين رفته ، از آنجا بر محل بيراهه تا بخارا رفته بودند .
هامش
( 1 ) - در اصل : مصلح .