تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
سيستان را باز نمود . مير قلبابا مشار اليه را به جانب اوق مرخص نمود و ملا قرا را گفت كه پانصد سوار ايماق نايمن و در من انتخاب بايد نمود و به اتفاق اغلان رفته ، طرح صلح ميانهء اغلان و ملك محمودى انداز ، شايد بتقريبى ملك محمودى كشته شود يا بدست درآيد . تا ملك محمودى دفع نشود ، دست تصرف از دامن شاهد ملك نيمروز كوتاه است . و ملا قرا از اويماق نايمن و در من پانصد نفر بهادر انتخاب نمود ، ضروريات ايشان را سرانجام داد و حكم والى توران صادر شده بود كه هرگاه تنگرى بردى اغلان مدد طلبد جميع امراى تركستان كه در خراسانند ، در فرستادن كومك تقصير نكنند . مجددا لشكرى در اوق جمع شد كه از زمان پيران ويسه تا حال چنان فوج يكدل آراسته جمع نشده بود . بعد از جنگ مودود ، ملك معظم به سيستان آمد و چند روز در قلعهء سبز توقف نموده و در باب اين جنگ مكرر برزبان آورد كه هركس در اين جنگ بوده و كشته شده مرتد است . جمعى كه مترصد تحسين و شفقت بودند از اين حكايت افسرده‌خاطر شدند . ملك معظم به سرابان رفت و ملك محمد نيز چون منزل او در سرابان بود ، متوجه شد و بنده را نيز جهت ادراك خدمت والده ، رفتن قلعهء فتح ضرور شد . ملك محمودى و شاه حبيب الله در قلعهء سبز ماندند و امير محمود نيز به اردوى خود رفت و مردم تاغرون را متفق و مستحكم نمود . در اين اثنا لشكر توران با آن لشكر قدم به عرصهء زابل نهادند . اغلان و لشكر خراسان دل بر جنگ داشتند و ملا قرا و ملازمان امير قلبابا كوكلتاش سخن مصالحه فيما بين ملك محمودى و اغلان مذكور مىساختند . چون به حوالى گزبار رسيدند ، ملا قرا ، كس نزد [ 151 ] مير محمد قاسم فرستاد و او را ترغيب فرستادن قلعهء تاغرون و ملاقات امير محمود نمود . امير محمد قاسم چون لشكر از مواضع او گذشت ، قلعهء خود محكم نموده ، به تاغرون رفت و به اتفاق امير محمود ، تاغرون را مستحكم نموده ، اميرزاده‌ها را به امير محمد مير تاج سپرد و صد مردآزموده با خود رفيق نمود و به اتفاق