تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
از آن‌روز ديگر از خصم انديشه نكردم و ديدن آن معركه باعث زيادتى توكل بر خالق جزء و كل گرديد . [ 149 ] چون ميان دو نماز رسيد مجددا جوشى و خروشى در ايشان افتاد و در استيصال اين فوج قليل سعى نمودند و توپچيان كه همراه ايشان بود ، نهيب دادند . آن سيصد تفنگچى چند مرتبه تفنگ‌هاى خود گشودند و از طرف مشرق زور آوردند و چهارده كرنا كه علامت چهارده مير و مهتر ايشان بود به غرنبش و فغان آوردند . آثار قيامت از غلغلهء « الله يار » ايشان ظاهر شد و از اين طرف اين فوج قليل كه به‌جز حفظ الهى مددى نداشتند ، موازى چهارده تفنگچى كه داشتند از اطراف به همين‌طرف مشرق آوردند و اين آب‌پرند كه پناه مردم ما بود يك زانو آب داشت و كناره‌هاى بلند داشت و در ميان جنگل ، يكه جوانان جا داشتند . خون از زخميان سيستانيان و زخميان اوزبك كه بر كنارهء سرلعان « 1 » اين رودخانه به ميان آب ريخته ، خون اسبان زخمى و مردم بيدل كه در ميان آن آب رانده بودند ، با گل درآميخت و از آن آب و گل فتنهء گلها انگيخت .
همه عرصه درياى خون شد درست * تو گفتى كز آن سرزمين لاله رست ز آواز اسبان و جوش سوار * فروماند دست جوانان ز كار چنان تيره شد روز روشن ز گرد * تو گفتى كه خورشيد شد لاجورد ز مردم برآمد سراسر خروش * همى خيره شد مردم تيزهوش
بازو از زدن تيغ بازماند و شست از بسيارى فشردن ، ناخن را بى منت حنا به خون نشاند . آواز در گلو چون خون‌فسرده در رگها خشك گشت و نفس‌ها از حرارت [ در سينه‌ها در قفس شد . ] دليران توران‌زمين از روى
هامش
( 1 ) - غير از حرف نون ساير حروف نقطه نداشتند .