تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
پياده و مردم را برسانند . تخمين مردم خود كرديم ، چهل سوار و صد پياده بودند . اما شصت مرد از دليران پشت‌زره [ 147 ش ] با امير محمد مير تاج بودند و بيست نفر مردم امير محمد قاسم بودند و سى نفر ملازم فقير و ملك محمد و شاه حبيب الله و شاه ابو اسحق بودند و چهل پنجاه نفر ديگر مردم امير بيك و محمد تقى و امير غلام على ولد امير مقصود قزاقى بود و فوجى ديگر بودند . تمامى آن مردم يكصد و پنجاه نفر سوار و پياده بودند كه هيچكدام خود را از ديگرى كمتر نمىدانستند و داو خواسته بودند . چون نزديك به آب جديد بند مودود رسيديم به يك بار از پس دشت هزار و پانصد سوار اوزبك با دو كرنا كه چون رعد بهارى در خروش بود ، بيرون آمد و با جمعى كه در دست چپ ما بودند جنگ گرم شد و در دست چپ ما مير محمد مير تاج بود و ملك محمد از من جدا و به ميان مردم مير محمد مير تاج درآمد و شاه حبيب الله و شاه ابو اسحق و امير محمد قاسم و نقيب بهرام شيخلنگ با مردم خود به دست چپ بودند . ده هزار سوار ديگر از دست راست بيرون آمدند و چهار كرنا با ايشان بود با مردم دست چپ به جنگ مشغول شدند . با من چند نفر از نوكران من ماندند ، مثل حاجى مبارك و ملا احمد و شيخ محمد و حاجى حيدر و سورى كته سررامرودى و امير قاسم مير سيدى با من بود . او را به كومك دست چپ فرستادم . در اين اثنا حاجى حيدر رسيد و خبر آورد كه تفنگى و تيرى از دو جانب كلاه‌خود ملك محمد بر سر او زدند و او از اسب افتاده . فقير از اسب فروآمدم و در كنار بوتهء گزى تركش تير خود فروريختم كه اينجا جاى مردن ماست . سورى و حاجى گفتند كه دست چپ ، شما به ميان آب برد و جنگل دربايد آمد و شكست نيافته بمانيم ، آهسته‌آهسته حركتى بايد كرد كه پشت به اين جزيره قايم كنيد كه قلعهء شما در آنجا است ، در اين‌جا جدل مىتوان كرد و تيرها به تركش كردند . و در اين اثنا دشتى كه پيش‌رو بود و تركان از آن دشت مىرسيد [ ند ] ، ديديم كه جهازهاى شتر گذاشتند و سيصد نفر
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 346 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده