تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
و خندق نمىگنجيدند ، در طرف شرقى آن خندق قريب به پنجاه جريب خندقى ديگر حفر كردند و در يك شب تا صبح آن خندق اتمام يافت و مردم درآمده بودند كه صبح آن شب از اطراف و جوانب صداى كرنا چون صور قيامت بلند شد . چون بنده [ 145 ] آن شب تا صبح در بيرون خندق سواره مىگرديد و به شرايط حفظ و حراست مشغول بود ، محل نماز ، ملك الملوك كه به دربند دروازهء خود تشريف داشتند ، بنده را طلب داشتند كه فروآ ، نماز كن . چون فروآمدم و نماز كردم ، از طرف جنوبى كه منازل امير محمد لله و امير محمد قاسم و امير سيد على بود كس آمد كه لشكرى پيش آمده ، ملك معظم به آن‌طرف رفت و بنده [ را ] به حد شمالى گذاشت . رسيدن ملك و آميختن لشكر اوزبك با جمعى از پياده‌ها مثل مير بيك زرهى و قاسم جان احمد و شيخ محمد شيخ على و عجم و محمود سياه‌سركه مجموع هفت پياده بودند و امير قاسم امير سيد على كه از نبيره‌هاى امير سيد امده [ كذا ] است و اين مرتبه رفع صلح و مقدمهء جنگ بواسطهء آن شد كه مير قاسم اوزبكى را كشته بود . نزديك رشيد [ كذا ] رحيم وردى و ديوان بيگى و قزاق بهادر و يارم پهلوان بودند كه بر سرپياده‌ها حمله آوردند . يارم پهلوان نيزه به مير قاسم رسانيد و مير قاسم تيرى زد كه از چهار آينه و قتو و زره گذشته ، از سه‌لاى چهار آينه و قتو و زره از جانب ديگر بيرون آمد . و يارم پهلوان را سواران در ميان گرفته ، از ميان بيرون بردند و به كنار صف رسانيدند ، از اسب افتاد . يراق را از او بيرون كرده ، سر را به ميان همان سوراخ كه از تير شده بود كشيده ، [ كذا ] بصندوقى نهاده ، نزد اعلى خاقانى فرستادند كه ما را با اين طايفه سروكار است كه بيست هزار كماندار چنين در ميان ايشان است و يارم پهلوان مردى بود از لشكر توران كه با والى توران فتح هرات نموده بود . هزار قزلباش و خراسانى و سيستانى را خواه به جنگ و خواه دست بسته كشته بود و در ميان اوزبكيه در پهلوانى و يكه‌تازى نامى داشت . چون مردم شآمت آن جنگ و نزاع را از مير قاسم مىدانستند ، حق سبحانه و تعالى
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 340 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده