رستم ميرزا [ است ] و اين طلب از اوست ، تا آنكه راضى شدند كه امير محمد و ميران كتابات به طلب او نويسند و ملك محمودى نيز رقعه به قلم آورد .
بعد از [ اينكه ] مدت شش ماه از حكومت ملك بگذشت ، مير حاجى محمد و مير قاسم به سيستان آمدند و مير محمد قاسم در اول به خدمت ملك آمد و بعد از مدت دو ماه ديگر تحريكات شد و اصلاح به كار راه يافت . امير حاجى محمد را به خدمت ملك آوردند و مير حاجى حسين همراه او آمد و در اظهار بىگناهى امير حاجى حكايتها مذكور ساخت و قسم به كلام مجيد ياد نمود . و امير حاجى حسين را نسبت اخلاص و نسبت خدمت قديم امير محمد امير محمود 145 به سلسلهء ملوك بوده ، فى الجمله رفع غبار خاطر شد .
در اين اثنا امير محمد صالح كه منازل خود و اقوام به اوق برده بود و جميع املاك يار محمود به تيول نوكران ملك معظم مقرر شده بود ، از اوق به كرمان رفت و در آنجا وفات يافت . بىملك الملوكى آب به خوشى نخورد ، اگرچه جفاى بسيار از سلسلهء نصريه يافته بودند و ملك الملوك تنبيه ايشان نمىكرد باوجود آنكه اين مقدمات قابل اين همه نزاع نبود نام خود در جريدهء بىوفايان ثبت كرد و بدنامى به سلسلهء خود گذاشت و خود هم بهرهء نيافت .
اما امير حيدر بهمجرد قومى ، حمايت سلسلهء ايشان كرده ، در مقام آبادى ايشان مىبود . و امير مؤمن ، برادرش را به سيستان آوردند و ملك محمودى و راقم اين تاريخ در باب گذاشتن املاك ايشان سعى نموديم و به ايشان گذاشتند .
بعد از هشت ماه از حكومت ملك ، جنود تركستان كه فتح خراسان كرده بودند و تا نواحى قلعهكاه به تصرف آورده بودند ، ناجولى « 1 » كه سپهسالار يوزهء جورجان « 2 » بوده و مدتها با عبد اللّه خان والى توران ياغى بوده ، خواجه هاى نقشبند و مشايخ بخارا در حين توجه [ به ] خراسان به مواثيق و عهود او را مطيع خان توران ساخته بودند و به خراسان آمده بود ، در حوالى قلعهء كاه توطن نموده بود و جهت مهمات سيستان او را آنجا گذاشته بود ، با پنج
هامش
( 1 ) - در اصل : باجوبى . اين شخص ناجولى بهادر است ( تاريخ عالمآرا صفحات 455 و 457 )
( 2 ) - يكى دو صفحه بعد از اين « نورده جورجان » آمده است .