ويس ايشيك آقاسىباشى شد و مير حيدر مير حاجى محمد به دستور زمان ملك الملوك ، مقرب الحضرة و جليس بود و امير ويس ، كلانتر آبخوران بود و مير قاسم ميريار ، مشرف كل مهمات ملك معظم شد و مير قاسم قاضى محترم بود و در رزمها تواجى و صفآرا بود و سپهسالارى مىكرد و نواب ملك معظم در جنگ به عقل او عمل نمودى . و مير مقصود قزاقى ريشسفيد و صاحباختيار مهمات شد و مير حسين جان 143 كه در فتور رستم ميرزا آسيب و آزار بسيار از ميران سيستان يافته بود ، ميرزا او را از ملخان 144 رخصتداده به سيستان آمد ، اما در ضعف پيرى قادر و دخيل مهمات نبود و نقيب محمد حسين پسر نقيب حسين كمركى كه از قدما و سبق خدمت به ملك معظم داشت مستوفى به استقلال شد و مير حسين جان به خدمت بودى و پيوسته در مجالس و محافل ، حكايت غدر ملك ظريف و اوضاع آوردن رستم ميرزا به سيستان و دو زبانى او بود و اين حكايت نزد ملك مكرر نمىشد « 1 » . موضع چپراست به مرتبهاى آبادان شد كه قريب به هزار دكان در او [ 137 ] بههم رسيد و دوازده هزار خانه به شماره آمد . موازى ده هزار مرد يراقدار در آنجا بود و پنج شش هزار مرد كار از آنجا به جنگ بيرون مىتوانست رفت . بعد از ترتيب منازل و استحكام خندق و بارهء چپراست و جمعيت مردم ، كار ملك معظم و ديگر ملوك به شكار بود و در آن ايام ملك معظم به كار بعضى اقوام رسيده ، ملك محمودى را گفتند كه دختر عموى ، همشيرهء ملك على را به برادر خود عقد كنيد و همشيرهء مرا به ملك محمد ملك على نكاح كنيد . بعد از قضيهء ملك شهيد سعيد بنده و ملك محمد شاه على را به چهار ماه صاحب فكر اهلوعيال نمودند و اين نسبت باعث زيادتى محبتى كه فيما بين بنده و ملك على بود گرديد .
در اين ايام ملا حسين ، وزير ملك ظريف كه سر به قزاقى و زور و جور برآورده [ بود ] در حوضدار بىاعتداليها مىكرد . ملك محمد از قلعهء
هامش
( 1 ) - شايد : مىشد .