تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
به ملك محمودى به ميان آوردند كه شما برنهج صواب متكفل اين ملك معظم در مهام بايد شد ، چنانچه وزير و مشير پدرش بوديد ، حالا در اين امر بهتر از پيشر ساعى بايد بود ، زيرا كه ملك الملوك را اعوان و انصار و اقوام رفيع مقدار بسيار بود . جمعى از ملوك گفتند ملك محمود همه را به جاى پدر بود . ملك محمود در سن بسيار از ملك جلال الدين بزرگتر است ، ريش - سفيدانه چون ملك نصر الدين كه خدمت ملك الملوك ميكرد او نيز چنان كند . اسم وزارت به او بى [ 136 ش ] نسبت است . چون صلاح آن دولت در اين صورت ديد كه به هيچ‌وجه اين مراتب منظور نباشد ، قبول وزارت كرد و مير محمد ، لله شد و به نقيض امير محمد حاجى ، امير سيد على [ را ] نام وكالت نهادند و مهر به كاغذ مىنهاد و اسم مهردارى به خلاصة الملوك ملك على بود و بنده را اسم مصاحبى . و ليكن به هيچ‌يك از اقوام قرار ملازمت و تعيين مواجب نشد ، زيرا كه ملك معظم به خلاف روش پدر ، بىتعين بود و كمال اخلاق داشت . چنانچه مطلقا در ديوانخانه تكيه « 1 » نمد نمىانداخت و بىتكلفانه معاش مىكرد و مكررا مىگفت اقوام من بمثابهء برادرند ، برادر بزرگ بزرگ است و برادر كوچك كوچك « 2 » . مرا قرار مواجب و انعام ايشان به خود دادن ممكن نيست . اما جميع اقوام به آميزش تمام به خدمات جزوى و كلى او قيام مىكردند . و ملك محمد مير شاه على و شاه حسين ملك قاسم و اولاد ملك لطيف و شاه عوض باوجود صغر سن ، پيوسته به خدمت مبادرت نمود [ ند ] ى و ملك محمد ملك قباد و ملك ولد كه در قلعه‌دارى داد مردانگى داده بودند ، بغايت معزز شدند و املاك خرماباد ميراثى ايشان كه در زمان قزلباش خالصه شده بود ، ملك به ايشان گذاشت و با شاه ولد مصاحبانه اختلاط مىكرد و شاه ابو الفتح كه شاه مظفر پسرش در قلعهء فتح كشته شد ، نيز كمال عزت داشت و در زمان حكومت ملك الملوك نيز وكيل بود . سبق خدمت نيز باعث الفت او گرديد و سه سال پيوسته داروغگى سرابان به او مفوض بود . امير
هامش
( 1 ) - شايد : تكه . ( 2 ) - در اصل : كوچك برادر كوچك .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 318 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده