اعد ذكر نعمان بنا ان ذكره * هو المسك ان كررته يتضوع
و ديگر بنده كه پسر كوچك ملك غياث الدين [ ام ] شمهاى از وقايع و حال خود در طى حال ملك معظم بيان خواهم نمود انشاء الله تعالى .
ذكر شمهاى از حال اولاد ملك ابو سعيد و ملك يحيى بقيهء اولاد ملك قطب الدين
ملك قاسم پسر بزرگ ملك ابو سعيد و در زمان ملك الملوك بسيار معزز بود و ملك حيدر و ملك جلال الدين كه با او پسران خاله بودند ، شرايط محبت بجاى مىآوردند و بىبى بيگم دختر ميانهء ملك الملوك نامزد [ او ] بود .
در آن چند روز كه خيال انعقاد ايشان در دل اقوام بود ، به جانب به زمان رفت و آنجا فوت شد و سى و نه سال عمر كرد .
ملك سلطان محمود پسر ميانهء ملك ابو سعيد بود او نيز در به زمان فوت شد و [ از ] دختر ملك يحيى در خانهاش فرزندى بهوجود نيامد ، عمر او به چهل سال رسيد .
ملك ابو اسمعيل پسر كوچك ملك ابو سعيد است و بعد از برادران چند سال حكومت به زمان كرد . بنابر كلفتى [ كه ] ميانهء او و حاكم كرمان 141 بههم رسيد و اين معنى به سمع اشرف ملك معظم [ رسيد ] صلاح در رفتن او به جانب به زمان نديد و موضع هوديان « 1 » به زمان ميانهء ايشان و ورثهء ملك يحيى كه اليوم ابو الفتح ميرزا حصص ايشان را متصرف است ، صحبت بود . و بعد از او در پلاسى ساكن گرديد و الحال در قريهء پلاسى صحيح و سالم است .
ملك محمد پسر بزرگ ملك يحيى است و پيوسته در به زمان به سر مىكرد . چون از حكومت ملك الملوك يك سال [ گذشت ] مردم سيستان او را به ميان خود برده ، حاكم سيستان شد و سه ماه اسم حكومت سيستان بر او بود . و بالاخره مردم بر وجهى كه مرقوم شده به خدمت ملك الملوك رفتند و ملك محمد به جانب به زمان رفت . بعد از دو سال در آنجا شخصى از مردم
هامش
( 1 ) - در اصل : موربان . متن تصحيح قياسى است . سابقا هم چندينبار اين نام آمده است و احتمال دارد كه اين كلمه « موريان » باشد .