به زمان كه نوكر او بود [ 136 ] در حينى كه از شكارگاه به قلعهء به زمان مىآمده و شب بوده از پس سر او تيرى بر پشت او مىزند كه از سينهء او بيرون مىآيد .
همانشب ملك شاه خليل برادرش آن ملازم را به جزا مىرساند . و از ملك [ محمد ] دخترى ماند كه از بىبى انون دختر ملك ابو سعيد تولد نموده . ملك محمد سى و پنج سال عمر يافت .
ملك شاه خليل پسر ميانهء ملك يحيى است و حاكم به زمان شد و اكثر كيج و مكران به او باج مىفرستاد و قلعهء بن فهل 142 « 1 » را بگرفت و مريم خاتون - خواهر ملك دينار - را بخواست . در قلعهء فهل « 1 » جمعى از ميران مكران مثل امير محمد و امير تاج الدين پسر امير سهراب و ملا حافظ و مير عزيز از بيم شمشير ملك ناصر الدين ، پناه به بن فهل « 1 » آورده بودند و در پناه ملك دينار روز مىگذرانيدند . چون ملك شاه خليل حاكم فهل « 1 » به ايشان كار تنگ كرد ، با يكديگر اتفاق كردند و ملك خليل و شاه محب الله برادرش را در ارگ قلعهء بن فهل « 1 » با جمعى از نوكران بكشتند و در آن زمان ميرزا ابو الفتح پسر ملك على ملك اسحق در به زمان بود . لشكر بنى فهل « 1 » قصد گرفتن به زمان كردند .
ميرزا قلعه را تا رسيدن ملك قاسم و ملك سلطان محمود نگاهداشت و ملك قاسم و برادر از سيستان به به زمان رفتند و ايشان نيز چنانچه مذكور شد ، روزگار خود به آخر رسانيدند و السلم على من اتبع الهدى .
نشستن ملك معظم ملك جلال الدين محمود به حكومت
به اتفاق منجمان حاذق و اتفاق سعود كواكب و موافقت اقوام رفيع مقام و توجه خاصوعام در هفدهم شهر شوال سنهء ثمان و تسعين و تسعمايه به جاى پدر نيكاختر به حكومت بنشست و نثارها نمودند و جشنى ملوكانه ترتيب دادند . جميع نقيبان زره و اسپهسالاران سرحد حاضر بودند و امير محمد لله و امير سيد على و امير كمال الدين حسين و بقيهء ميران اولاد مير على در آن مجلس به خدمتگارى مشغول بودند . ريشسفيدان و امراى سيستان
هامش
( 1 ) - در اصل : بنى مهل و مهل .