تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
[ 129 ش ] بزرگ صورت و معنى نموده ، آن سروچمن اقبال را از پاى درآورده ، بدنامى ازل و ابد به خود گذاشت . افسوس كه كرم معدوم گشت و احسان پنهان گشت و جودوسخا منسوخ شد و مروت راه گريز پيش گرفت . مدت شصت و سه سال عمر يافت و چهل سال در ميان مردم سيستان سرورى نمود و دوازده سال به حكم خود متقلد امر حكومت و در اوايل چهار ماه سكه و خطبه به نام آن نام‌آور [ بود ] و از او دو پسر به‌وجود آمد : يكى ملك حيدر كه در زمان حكومتش فوت شد ، چنانچه مذكور شد و ديگرى ملك جلال الدين كه انشاء اللّه تعالى به شرح‌حال او مبادرت خواهد نمود . و هفت دختر : يك دختر بىبى خانم نام به حبالهء نكاح مظفر حسين ميرزا درآمد و دختر بزرگش بىبى خانى 132 كه به ملك غريب پسر بزرگ ملك نصر الدين عم خود داد . و ديگر بىبى بيگم كه نامزد ملك قاسم ملك ابو سعيد نبيرهء ملك سلطان محمود ماضى بود و نصيب او نشده فوت شد . ديگر بىبى حلال كه به ملك محمد پسر شاه على شاه ابو سعيد دادند و چون شاه محمد در جنگ اوزبك چنانچه شمه‌اى مذكور خواهد شد شهيد شد ، برادرش شاه حسين ملك على به حبالهء نكاح درآورد ، و ديگر بىبى پيكر كه ملك على داشت . پس از فوت ملك على ، ملك محمد برادرش بخواست ، از او هم فرزندى به‌وجود نيامد . ديگر بىبى مريم كه به ملك ابو سعيد پسر ملك محمد ملك غياث دادند و از او دخترى به‌وجود آمد . و ديگرى بىبى پيكر ماه كه به شاه عوض پسر ملك ظريف دادند . انشاء الله تعالى به محل خود بيان [ حال ] هريك خواهد شد . سه شب بنده و برادر در منزل جماعت تيرگر كه از تير راست‌رو [ تر ] بودند به سر نموديم . چون خبر شهادت آن ملك ملك خصال به سمع ملك محمودى و بنده رسيد ، پيراهن طاقت چاك زده ، گريبان صبر قبا ساختيم و عمامهء شكيب از سر انداخته ، دو سه ساعت به ماتم گذرانيده ، يك دو مرد ريش‌سفيد صاحب تجربه نزد ملك محمودى آمدند كه اكنون محل گريه و زارى نيست ، تا امروز مردم سيستان با شما در مقام نيكى بودند . امروز