تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
آمد و گفت « امشب ميرزا در منزل شماست ، كشيك ميرزا تعلق به شما دارد . » در دكانچهء آن در خانه كه به پاى آن كوشك بود ، فرشها انداخته ، ملوك نشستند و خليفه به وثاق خود رفت و هزار كس از لشكر ميرزا پيرامن ما جمع شدند و آن شب همه را در ميان گرفتند و ميرزا آن شب در آن كوشك به سر كرد . چون خورشيد از مشرق بيوفائى سرزد ، مهمان ميزبان‌كش ملك را در خانه فرستاد و همان‌لحظه زنجيرى نزد ملك نصر الدين فرستاده ، ملك نصر الدين و سه پسر را به يك زنجير مقيد كردند و ملك محمودى و بنده را به يك زنجير قيد كردند و ملك على و ملك شاه حسين پسر ملك قاسم را به يك زنجير محبوس كردند و ملك محمود را نيز بىزنجير ، تكليف نشستن اين منزل كردند و ميرزا « 1 » ، اسلام بيك شاملو و ذو الفقار بيك را نزد ملك فرستاد كه شما پدر مائيد و ملك محمودى و ديگر اقوام شما برادران منيد . جهت خشم مردم و مصلحت چند روز [ ه ] [ 124 ش ] چنين شد . اما انتقام مظلومان از عم شما و پسران بىاعتدال ظالم او ميكشم . بعد از فوت عم من بديع الزمان ، هرچه در سيستان كرده‌اند تميز مىنمايم . الحاصل هفده روز قلعه محاصره بود و در دوازدهم شهر جمادى الثانى ملوك محبوس شدند و سى و دو روز كه از حبس بگذشت شب جمعهء پانزدهم شهر رجب ، مير ضياء الدين محمد ، سيد طباطبائى زوارهء كه مرد فاضل بود و استاد بنده بود و مرد مجذوب عابد فاضل بود و نزد ميرزا بسيار عزت داشت ، التماس كرده بود كه مرا به ملك الملوك محبت بسيار است و ملك شاه حسين شاگرد من است ، مرا رخصت ده كه نزد ايشان مىرفته باشم و هر روز و شب مىآمد و تعليم دعا و حرز مىنمود . در اين شب مضطرب آمد و گفت « مهم همه به قتل قرار يافت . الحال از حرز و دعا متوسل به ذكر لا إله الا اللّه مىبا [ يد ] شد ، تا در اين محل مشغول ذكر و اصل گرديد . » جوانان دل بر حيات بسته را از اين بشارت چنان حالى بهم رسيد [ كه ] زبان حال بعضى به تعرض « 2 »
هامش
( 1 ) - در اصل : ملك . ( 2 ) - در اصل : متعرض .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 289 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده