تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
نخواهد بود . ميرزا با امرا سوار شده ، ملك الملوك به رفاقت نواب ميرزائى به راه افتاد و بنده همه‌جا از پى اسب ايشان ميراند . تمامى راه قلعه ، مدار به تواضع ملك الملوك داشت و ملوك مخذول نيز سوار شده . در اين راه ملك ظريف با برادران و پدر مشورت نموده كه من پيشتر به در قلعه مىروم و چون ميرزا داخل قلعه مىشود ، از پيش دو شمشيرى بر ميرزا مىزنم . ملك غريب و ملك لطيف نيز از عقب دست به شمشير كنند تا كار اين مرد را بسازيم . چون تدبير موافق تقدير نبود ، پيش از ميرزا دويست سيصد سوار داخل قلعه شدند و چون ميرزا به در [ 123 ش ] خانه نزول نمود جميع فرزندان و اهل حرم ملك الملوك به خانهء ملك نصر الدين كه متصل به خانهءنشيمن ملك الملوك بود رفته ، همين پريزاد خانم حرم ملك كه اول زن خالوى ميرزا بود و ميرزايان را شير داده بود در حرم ماند . ميرزا به حرم رفته ، پريزاد خانم را ديده ، با ملك در صفهء آن منزل بنشست و ملك محمودى و ملك على و بنده نيز در آن خانه بوديم . ملك نصر الدين پيش آمد . ميرزا گفت « اى ظالم تيره روزگار ، هيچ‌كس با دشمن اين انديشه نكند كه تو با اين بزرگ صورت و معنى نمودى . اگر توفيق يابم ترا به جزا و سزا مىرسانم تا عبرت عالميان شود ! » در آنجا نيز ملك ظريف با برادران به خود اين تصميم داده بود كه با ميرزا غدرى نموده ، از راه ديگر مردم خود آنجا آورد و در خانه را مستحكم نموده ، هرگاه ميرزا ضايع شده باشد باز كار از پيش خواهد رفت . در اين دفعه نيز اين تدبير بىاصل از پيش نرفت و ملازمان و قاپوچيان ميرزا كه در خانه را چون خانهء زنبور پرمادهء فساد ساخته بودند و از همه طرف راه آمد شد فروگرفته بودند ، او را با برادران در آن حرم‌سرا كه ميرزا و ملك و ملك محمودى و ملك على و بنده بوديم راه ندادند . بعد از ساعتى ميرزا از آن منزل بيرون آمد و [ به ] برج قلعه كه در آن ميان ساخته بودند و بر زبر او كوشكى كه محل نشيمن چند كس تواند بود ساخته بودند ، بالا رفت و با خواص خود بنشست و ملك و فقيران نيز در آن منزل سراسيمه و متحير