تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
دو روزهء راه هرات است و هرات امروز پاىتخت پادشاه توران است ، مناسب چنان است كه ميرزا ، فراه را به مرد ضابط كاردانى سپرده ، به زمين داور نزول فرمايد و اگر به زمين داور نميرود و در فراه مىنشيند مىبايد فراه را به دستور مستحكم نموده ، به جانب قاين روند و تون و قاين را محافظت نمايند و لشكر خراسان را از همه‌جا جمع نمايد و آهنگ دفع مخالفان كند . من متضمن كه هزار و پانصد سوار از قندهار بطلبم كه برادر بزرگ ميرزا را كومك نمايد و من پسر خود با سه هزار كس ديگر رفيق سازم . اگر ميرزا ميل جنگ اوزبكيه دارد ، با چندى از خواص به سيستان آيد تا تمهيد اين معامله نمائيم و بواجبى به اين امر قيام رود . و الا با ما در مقام چون و چرائيد . دشمنى را هم صريح نمائيد تا ما نيز بر وفق مصلحت در مقام حفظ سيرت و سر خود باشيم . ميرزا را نه داعيهء ترفع و جاه و حشمت است و دغدغهء سلوك برنهج اسلاف با مردم روزگار ، و نه حالت صبر و قرار بر يك مكان . با دوست دوست مىبايد بود ، با دشمن ، دشمن . بزرگان را وضع مشخص و اطوار معين مىبايد بود . من از روى راستى و طريق دولتخواهى حرفى مىگويم . اين بزرگ‌منش نه با برادر خود محبت دارد و نه با صاحب خود اخلاص و نه خود حالت داعيهء بزرگى بر سر دارد . با اين وضع نامشخص خود را شايستهء شاهنشاهى دانستن و در ميانه موجب فساد حال اهل روزگار گشتن ، لايق طور بزرگان نيست . امروز محل آنست كه با كل خلايق مدارا و مواسا فرموده ، در مقام دفع مخالفان بوده ، همه‌وقت كس به اردوى معلى مىفرستاده باشد و امداد و كومك همت و فاتحه در اين باب از صاحب رشد و ارشاد اعنى مسندنشين سلطنت كبرى و صاحب رواج مذهب ائمهء هدى خواستى . اگر شما را بر خلاف گذشته قراردادى در وضع به‌هم رسد ، بنده بر وجه معقول ، كمال مدد و همراهى ميكنم . و اگر وضع چنين نامشخص باشد ، [ 117 ش ] اين معنى سبب تفرقهء حال ساكنان بلاد و امصار خراسان و مدد حال مخالفان است ما نيز در هر باب علاج كار خود خواهيم كرد .