مهيا شد . شش ماه ملك الملوك در اين منزل كه به جنوبى راشكك است متمكن بود .
در اين اثنا يكان خان افشار و غازيان فراه كس به جانب رستم ميرزا فرستاده او را ترغيب آمدن فراه نمودند . چون رستم ميرزا داخل فراه شد ، يكان خان از كرده پشيمان شد . بعد از سه روز يكان خان را به قتل آورد و استقلال عظيم بههم رسانيد . هزار قزلباش از مردم قديمى خود داشت و دو هزار سوار ساكن فراه بودند و هزار سوار ديگر از اردوى معلى ، از درگاه خلايقپناه روگردان شده با خليفه سليمان تركمان و كوچك يوزباشى استاجلو نزد ميرزا آمدند و ميرزا داعيهء استقلال بههم رسانيده ، ارادهء بزرگى پيرامن خاطر او مىگشت .
در اين اثنا ملك الملوك ، ملك محمد پسر بزرگ ملك غياث الدين را نزد او فرستاده ، اظهار خصوصيت نمودند . رستم ميرزا مقدم ملك محمد را گرامى داشته ، انواع [ 116 ] اشفاق فرموده . دو ماه ملك محمد را نگاه داشت و چون فكر آمدن سيستان در خاطرش بود ، ملك محمد معاملهء مهمى نموده ، نزد ملك الملوك كس فرستاد كه از راشكك به محكمهء بايد رفت . ملك الملوك در اين باب با اقوام رفيعمقام مشورت فرمود . رأى « 1 » همه به رفتن مكاندشت چپ راست من اعمال كچولى كه از سه طرف در ميان دريا بود و از جانب شمال به خندق استحكام مىيافت قرار يافت و به ساعت سعد متوجه شدند . در عرض يك هفته دوازده هزار خانوار جمع شدند « 2 » .
در آن اوان سيد فاضل متورع امير هدايت الله قاينى كه از قديم مربوط اين سلسه بود رسيد و سادات عالىدرجات بم مثل امير فضلى و امير اشرف پسران ميرزا خاوند كه از اعاظم سادات بم بود ، به جانب بكتاش خان والى كرمان به رسالت رسيد .
در اين اثنا ملك محمد از فراه رسيده ، قاسم بيك ايشيك آقاسىباشى
هامش
( 1 ) - در اصل : و اين .
( 2 ) - در اصل : شده .