خبر وصول عبد الله خان والى توران به هرات و محاصرهء هرات و تتمهء [ 114 ش ] حالات ملك الملوك
به تاريخ بيست و هشتم جمادى الثانى سنهء خمس و تسعين و تسعمايه ، عبد الله خان « 1 » پادشاه توران كه به مدتها ملك ماوراء النهر و تركستان و مغلستان [ تا ] اقصاى كاشغر و بدخشان و ختلان و قوه پايهء غلچهزا حدود تبت « 2 » و ممالك خوارزم در حيز تسخير درآورده بود ، بنابر هرجومرج ايران مشتاق و آرزومند ممالك خراسان گرديد . و قدوهء اين معامله آنكه بعد از بيرونرفتن شاه جوانبخت از ميان فرق شاملو و دار السلطنهء هرات به ميان استاجلو و لله شدن مرشد قليخان ، على قلى خان كه همواره خيال انتقام مرشد قليخان در خاطر داشت ، كسان نزد والى توران فرستاد و او را بر آمدن خراسان تحريك نمود . چون خان عليشأن توان يك بار به حوالى ماروچاق رسيد و كس بهرات فرستاد ، عليقلى خان از خواب غفلت بيدار [ ن ] گرديد و نتيجه نداد . هرچند كس فرستاد همان نتيجه ظاهر شد كه به شعلهء آتش گويند مسوز و فاعل موجب را گفتن كه از شغل خويش دستبردار ، همان معنى بود كه با خود اوزبكيه گفتن كه از مرغاب به ماوراء النهر مراجعت نمائيد . بالاخره هيچكس آمدن لشكر اوزبك را باور نمىكرد تا از كنار كوه زنجيرگاه و خيابان خواجه عبد الله انصارى لشكر بيرون آمد و صد و بيست كرنا كه هريك نزد اهل بصيرت چون صور قيامت مهيب بود به نوازش درآمده تا نماز پيشين چهار طرف شهر چون نگين انگشتر محاصره شد و مدت ده ماه شهر را [ در محاصره ] نگاه داشت و در سنهء ست و تسعين و تسعمايه مفتوح ساخت . الحاصل از اين خبر موحش طبايع برهم خورد ، اگرچه هيچكس را از اوضاع توران آگاهى نبود تا فراخور احتياط [ عمل ] نمايند ، اما طبايع از آن كيفيت كه جز لاتكليفى و طرح مجلس و بيغم
هامش
( 1 ) - عبد الله خان قانى ( 991 - 5 رجب 1006 ) پسر اسكندر پسر جانى بيك پسر خواجه محمد پسر ابو الخير خان پسر دولت شيخ است و اين ابو الخير خان سر سلسلهء ملوك بنى شيبان ماوراء النهر است
( 2 ) - شايد : غورتابه غلچهزا و حدود تبت .