و اسبان سوار شده ، همچنان خشمناك و گلهمند مراجعت نموده ، اكثر مواضع برزره را غارت نمودند و به زره و رامرود رفتند و تا مدت ده سال اين منازعه در ميان بود . قريب به پنج هزار كس به دفعات بر سر اين فتنه ضايع شدند .
چنانچه شرح بعضى به محل خود بيان خواهد شد . و به چشمزخم آن چند روز عافيت ، اين تشويش خاطر در ميان آمد و دغدغهء عبث در دلهاى اكابر سيستان راه يافت و ملوك و امرا و اشراف همواره متزلزل خاطر مىبودند و در هر قريه از اين فتنه در ميان مردم زره غوغا بود . ملك محمودى و اولاد ملك غياث شيوهء جمال رئيس بودند . اولاد ملك نصر الدين حامى طبقهء جهانگير مقتول بودند . طول حكايت اين قضيه بىسروبن ، بىاندازه است و باقى بيش از اين نيست و السلم على من اتبع الهدى .
حكايت ساختن ملك ظريف قلعهء جارونك را
ملك ظريف فرزند عزيز ملك نصر الدين بود و بغايت خشمناك و سفاك بود . و در مبادى دولت ملك الملوك جمعى از متصرفان « 1 » سيستان كه غارتگر و ستمپيشه بودند ، از هرجا آهنگ خدمت او كردند و از اعراب خزيمه و مردم قهستان و اهل نيه مردمى بههم رسيدند . و محمدى حجام سركردهء صد نفر بود و حسين يار شيرنيكى « 2 » ، از اعراب و اجلاف قهستان دويست نفر تفنگچى بههم رسانيده بود . او نيز در سلك ملازمان ملك ظريف درآمد . متابعان او قريب به هزار كس شدند و منسوبان برادرش ملك غريب به صد نفر مىرسيد « 3 » و ملك لطيف نيز چند كس داشت . ملك مصطفى و شاه حسين ملك قاسم نيز دويست نفر ملازم و منسوب داشتند . مردم ملك ظريف و پدرش و برادران به دو هزار كس مىرسيد و چون داعيهء بزرگى داشت ، بناى قلعهء مذكور [ در ] منزل موروثى خود نهاد و قريب به شصت جريب قلعه طرح كرد و آن قلعه را مردم برزره به تعدى ساختند و از سركار ملوك و سركار خاصهء ملك الملوك
هامش
( 1 ) - در اصل : متصرفات .
( 2 ) - نيك از دهستان مؤمنآباد بخش در ميان شهرستان بيرجند ( فرهنگ جغرافيائى ايران ج 9 ) .
( 3 ) - در اصل : ميرسند .