تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ميرزا ابو الفتح مايلى بودند ، در موضع پلاسى به فراغ‌بال و خوشى احوال مىگذرانيدند و ملك محمد قباد و ملك ولد برادرش كه از خوبان زمانه بود در سرابان ساكن بودند . و امير حاجى محمد با تبع خود به قلعهء تاغرون نزول داشت و جميع اميرزاده‌ها از اولاد امير اقبال و امير سراج و از اولاد مير حسن على ، امير كمال الدين حسين و ميرزا قاسم خواهرزاده‌هاش و امير فضل اللّه پسر امير محمد مؤمن كه قوم و شيوه‌دار او بودند و خليفه حسين كه به حسن صوت و سوادخوانى ، مسيح زمان بود و امير فضلى مذكور كه به نغمهء طنبور و گويندگى نادر زمان بود و مولوى و مولانا عاشقى و پادار قاسم و پهلوان 123 كه نبيرهء على پهلوان بود و در حسن اختلاط و حيثيات ، مرضى طبايع بود و جمعى كثير از اين فرقه كه نام ايشان [ ن ] توان برد مجمعى داشت و هريك ماه يك مرتبه به خدمت ملك مستسعد ميشد و باز به محكمه و قلعهء خود مىرفت و [ 110 ] در كنار هيرمند كه هواى او فيض‌بخش بود اوقات مىگذرانيد . و همچنين اولاد مير حسن على مثل امير محمود و امير سيد على و امير كمال الدين حسين طبقى و برادران و امير شيخ و اقوام نيز معركه داشتند و از هريك جمعى محظوظ بودند . و در سرابان از نقباى سرابان نقيب محمود كه شمه‌اى از حال او بيان شده و اولاد مير رحيم فرقه‌اى بودند و فيض ايشان به خاص و عام مىرسيد . و همچنين در زره و سرحد و رامرود و حوض‌دار سرداران هم‌سخن و سروران نيكوفن بودند . و اوضاع اهل سيستان به عهد آن زبدهء آل كيان به خوشى و خرمى مصروف بود . باوجود عدم سياست و خونريزى ، آن جماعت سركش صاحب داعيه را به چين ابروى و تندىخوى ضبط فرمود كه هيچ‌كس را با ديگرى مجال منازعه و مخاصمه نبود . ملوك كه هريك در جبارى شداد را به نظر نياوردى و ميران كه در قهارى فرعون را زير - دست خود شمردى از ملاحظهء خاطرش با هم‌چشمان و منازعان خود اظهار خلاف نكردى و زهر خصومت يكديگر را مخفى فروخوردى كه ناگاه به چشم