حرفت نيز با يكديگر مجمعى داشتند .
و در آن اوان از اقسام مردم : شاهنامهخوا [ نا ] ن و قصهخوانان و معركهآرايان از حقهباز و طاسباز و خيالباز و ديگر اقسام از اين فنون در راشكك بسيار بودند و كشتىگيران كوه هيكل و تيغبازان برق سيرت بسيار بود و اكثر روزها در صحن دولتخانه ، آخرهاى روز اين صحبتها گرم بود .
و شاه ابو سعيد [ 109 ش ] پسر بزرگ ملك محمد كيانى كه خواهرزادهء ملك الملوك و نبيرهء ملك غياث الدين بود ، جوانى لاابالى بود و پيوسته اين طايفه با او محشور بودند . و هرچند منع او مىكردند ، رغبت او به صحبت اين طايفه بيشتر مىشد و هرچه داشت صرف اين طبقه ميكرد . و [ با ] مير حسن خيالباز كه در شعبدهبازى نادرهء آفاق بود و در كماندارى ثانى سعد وقاص ، به سر مىنمود .
و با اللّه ويردى نام ، جوانى هراتى كه او نيز معترف اين طايفه بود و به فروختن مفرحيات و معاجين و تراكيب مشهور بود و با سيادت پناه امير حسن به سيستان آمده بود نيز مصاحب بود و كارش تيغ زدن و تيراندازى بود . كسى در آن عصر شمشير مانند او نميزد و به قوت كمان او كسى نبود ، كمان بوتهء او دو خروار بود و كمان پشت اسبش صد من بود . باوجود بىباكى و ناهموارى سخاپيشه و كاسه سرنگون بود و الحال بر خلاف ماضى از درويشان و گوشه - نشينان است .
ماحصل اين مقال آنكه اهل سيستان به دولت آن نيكانديش از خواص و عوام ، خصوصا ساكنان راشكك و نزديكان درگاه به فراغبال روزگار مىگذرانيدند ، چنانچه شمهاى از حال بعضى ساكنان راشكك ايراد گشت .
و همچنين ملوك جارونك مثل ملك نصر الدين و ملك ظريف و ملك مصطفى و ملك شاه حسين ابن ملك قاسم عم كوچك ملك الملوك بود . در جارونك هريك با تبع و مردم خود مناسب حال مجلسى داشتند .
و ملوك اولاد ملك قطب الدين كه منحصر در اولاد ملك ابو سعيد و
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٢٥٤