بالاخره در آن بلندى صيد خود گرفته ، بر يكديگر پيچيده غلطانغلطان بر زمين آمدند و ميرزا از اين تماشا خوشحال شد و اندكى از تفكر بيرون آمده ، آخر روز به ساعت سعد به منزل شرف نزول فرمود و مجددا آيين مهمانى و شرايط قدردانى از طرفين تازه گشت . ميرزا از روى خجلت و ادب و ملك از سر مهربانى و ايثار مال با يكديگر سلوك مينمودند . در اين اثنا آقايان معتبر ميرزا از قندهار آمده ، ملك الملوك يراق بيوتات ميرزا را سرانجام ميداد ، از همهچيز قريب به ده هزار تومان اسباب صرف نمود از اسب و زين و شتر و خيمه و خرگاه ، آنچه ضرور بود جهت لشكر ميرزا و اهل كارخانه مهيا ساخت و اسباب سفر فرزند ارجمند خود كه در حقيقت سرامد اولاد امجاد ملك الملوك بود [ آماده ] فرموده ، سه هزار كس مقرر فرمود كه با ملك غريب به رفاقت ميرزا از سيستان به حركت آيند و آن گوهر درج سلطنت را به قندهار رسانند . آن قوم و آن جمع به يراق و اسباب حاضرگشتهء خود با تمامى اقوام تا كنار هيرمند رفته ، ميرزا را وداع نمود و آن جمع را به خدا سپرده به مستقر خويش معاودت فرمود و ملك غريب با لشكر مقرر به خدمت نواب جهانبان منزل به منزل از راه بالاى هيرمند مىرفت و پيشتر كس به قندهار رفته بود .
چون ميرزا به قلعهء شملان 122 رسيد تمامى لشكر [ 108 ش ] قندهار بهاتفاق محمد بيك بيات بيرون آمده در لب هيرمند به سعادت پاىبوس نواب جهان مشرف شدند و ميرزا را در ميانه گرفته پانصد كس از عمدههاى لشكر ملك الملوك با ملك غريب رفته ، دو هزار و پانصد نفر ديگر از كنار آب برابر شملان مراجعت نمودند و ملك غريب با پانصد نفر همهجا بر دور هودج سلالهء نقاوة - العجم بود . در حفظ و حراست ناموس دقيقهاى نامرعى نمىگذاشت تا به سلامت آن جمع در ضمان حفظ و حراست پروردگار به قلعهء قندهار رسيدند و بعد از چند روز ملك غريب را به جانب سيستان مرخص فرمودند و ملك غريب به دولت دستبوس ملك ملك خصال مشرف گرديد .
و همواره سده رفيعهء آن ملك ملك سيرت از اعيان و اشراف و مهمانان
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٢٥١