تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
به‌اتفاق ملك لطيف كه او همواره نزد ملك الملوك [ 103 ش ] بودند و فرزند كوچك خود ملك ظريف فرستاد كه قلعهء جارونك را به‌اتفاق ، در نگاه داشت باشند كه خود احداث نموده بودند و كوشش نمايند و خود در راشكك نزد ملك الملوك توقف نمود و ملك غريب كه بزرگ اولاد او بود در راشكك مسكن و مأوى داشت . ملك الملوك در صحن ديوانخانه خرمنى از زر ريخته ، استادان زرگر به ساختن كمر خنجر و كمر شمشير و زين نقره مشغول شدند و در جباخانه گشوده و از زره و كجيم و كمان و تركش و تير خرمنها برهم ريختند . در عرض يك هفته سه هزار كس از مردم سيستان كه به گوشه‌وكنار بودند ، جمع شدند . قبل از اين هجوم ، ملك جلال الدين ، نقيب عوض شهركى كه در شجاعت و مردانگى سرآمد ابناى جنس خود بود ، با صد نفر ديگر به راشكك فرستاد و خود نيز به اتفاق نقيب رئيس شهركى كه از محال « 1 » زره و رامرود همان جلال بيك به خدمت ملك جلال الدين آمده به خدمت ملك رسيد موازى پانصد نفر مرد كارى از مردم شهرك با او بودند و از باقى مردم زره نقيب جمال رئيس كه همواره نوكر درگاه [ بود ] با غلام على سابق نزد ملك الملوك مانده بودند و ايشان نيز از قلعهء زرين‌داس دويست نفر بودند . مابقى مردم از متفرقات سيستان به واسطهء كثرت انعام و احسان بر سر آن قدوهء آل كسرى جمع شدند . اما تمامى ميران و ياران ايوب سواى اولاد مير حسين يار على 116 و امير مقصود قزاقى و امير قاسم قاضى و از ميران امير حيدر و امير عدل « 2 » و امير ويس نزد ملك الملوك كسى نماند ، بواسطهء زيادتى طمع و طلب . امير حاجى محمد كه هرروز چون فلك بر سر مارسازى [ كذا ] و چون مردم روزگار در مقام شعبده - بازى بود ، تمامى اهل سيستان به طمع خام و سوداى بيهوده افتاده ، از زره و رامرود ، نقيب جمال سابق « 3 » و رئيس احمد شاه منصور با پنج هزار مرد جرار و باقى اهل سيستان ، حتى ملوك عظام اولاد ملك ابو سعيد كه اولاد خالهء
هامش
( 1 ) - « محل » هم خوانده مىشود . ( 2 ) - شايد : عبدل . ( 3 ) - در اصل : ؟ ؟ ؟ سامعى .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 240 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده