تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
كهنه سپاهى بود . مطلقا به رفتن ملك به قلعهء جارونك همداستان نشدند و مير حيدر و مير عبدل ميگفتند كه ملك جلال الدين در اين دو سه روز پانصد كس از سرابان مىفرستد و خود نيز با هزار كس بعد از يك هفته مىآيد . و هرچند اهل سيستان دشمن شده باشند ، اول بر سر ملك به راشكك نمىآيند و حجاب نمك‌خوارگى مانع ميرزا است . چون مردم از وضع ملك نصر الدين و ملك ظريف آزرده‌اند ، اول به محاصرهء قلعهء ايشان مشغول ميشوند . اگر فتح ميسر شود ، بعد از آن به مقتضاى وقت با ملك عمل مينمايند و اگر فتح ميسر نشود عذرى كه به ملك دارند ، همين است كه مردم از وضع عم شما آزرده‌اند . هرچه گنجايش دارد واقع شود و الحق سخن ايشان خالى از معنى قبولى نبود . الحال كه ملك به قلعهء جارونك رفته ، همه به محاصره ، اندرون قلعه گرفتار ميشوند و راه آمدوشد اهل سيستان به شما بسته مىشود . طريق اين است كه ملك اينجا در خزاين و دفاين و جباخانه گشوده ، چيزها به مردم دهد . چون ابتدا به بخشش شود در عرض سه روز پنج هزار كس زيادت به‌هم مىرسد . آنجا نيز اقوام شما قلعه قايم دارند به مدد شما اميدوارند ، هركس گاه به آنجا رود . ملك جلال الدين به مدد شما نمىتواند آمد آن نيز به قلعهء خود معطل مىنشيند و تمامى ملوك محبوس قلعهء جارونك مىشوند و دشمن بر شما فيروزى مىيابد . ملك محمودى پنهان ملك نصر الدين ، به حرم نزد ملك الملوك رفت و حقيقت صلاح ملازمان به اخلاص را معروض داشت ، آن مصلحت موافق طبع ملك الملوك افتاده ، ملك نصر الدين كه به قلت عقل و كثرت خشم گرفتار بود ، شروع در اعراض و طپش كرد . ميانهء او و ملك محمودى از مكالمه به مجادله رسيد . بالاخره ملك الملوك به زبان رأفت نشان ، خاطرنشان عم غليظ القلب خود نمود كه از رفتن قلعه‌كار بر همه دشوار مىشود . اگر معاندان آهنگ آمدن اين صوب نمايند شما به مدد ما مىرسيد و اگر بدان صوب آيند ما به مدد مىآئيم . تمامى كه در آن چهار ديوار جمع مىشويم همين مطلب اهل عدوان مىشود . ملك نصر الدين ، ملك مصطفى را