تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

آمدن مظفر حسين ميرزا در آخر به سيستان

مظفر حسين ميرزا به يلغار متوجه سيستان گرديد . چون اين مژده به سمع ملك ملك خصال رسيد ، با خدم و حشم و دل بيغم باستقبال شتافته ، آن شمع بزم دولت و اختر برج سيادت را به منزل خود كه فى الحقيقة منزل او بود آورد . باز جميع اعيان و اشراف سيستان نزد ميرزا جمع شدند و چون ميرزا به سيستان آمد ، رستم ميرزا را به گمان آنكه محمد بيك بيات ، قلعهء قندهار را به او خواهد سپرد ، به جانب قندهار رفته ، محاصرهء قندهار كرد . جميع آقايان معتبر در نگاه‌داشت قندهار در غايت حفظ الغيب جانب ميرزا سعى نموده ، چون معلوم او شد كه قندهار را به او نميدهند به جانب زمين داور رفته ، آقا زين الدين محمد كه به مدت‌مديد نزد او بود به رسالت نزد ملك الملوك و ميرزا فرستاده ، اظهار نمود كه بعد از فوت سلطان حسين ميرزا تا امروز به هر عنوان بود فيما بين برادران گذشته ، بعد از اين ميخواهم قندهار و زمين داور و توابع بر وجه عدالت تقسيم يابد و در تحقق اين امر و تعادل بين الاخوان هيچ‌كس از ملك الملوك شايسته‌تر نيست . اگر كما ينبغى سعى نمايند ، دور نيست . ملك اظهار اين امر به خدمت ميرزا نمود . ميرزا در جواب گفت « بر حال حقايق ماضى شما را اطلاع است . جواب برنهج صواب اعلام داريد . » ملك كتابتى جهت رستم ميرزا نوشت كه از ديوان اعلى چنين مقرر بود كه شما در زمين داور باشيد و مظفر حسين ميرزا در قندهار و مبلغى از قندهار جهت مدد معاش سلطان [ 102 ش ] ابو سعيد و سنجر ميرزا داده باشند . و حالا آن قاعده را منظور مىبايد فرمود . هركس تجاوز در اين حكم جايز دارد ، خلاف امر همايون است . ملك از پادشاه است و چنين قرار يافته ، هرگاه مشخص شود كه ميراث پدر شماست قسمت آن به اسهل وجهى ميسر است . لايق و مناسب آن است كه خود را از نزاع يكديگر بگذرانيد و طريق ادب و آداب بزرگى و كوچكى منظور باشد و ميرزا كه برادر بزرگ است با شما در مال و حطام دنيوى مضايقه نباشد و شما هرچيز خواهيد و اراده كنيد ،