تمامى مردم سادات را جمع نموده ، حسب الفرمودهء بندگان ملك ، جمعى را به سيستان آورد و بعضى را بر سر املاك و اسباب ايشان گذاشت و به جانب كرم سلطان كس فرستاد و نامهاى نوشت كه عزت سادات در جميع مذاهب واجب و به مذهب ما و شما اوجب است ، چرا مرتكب اين اعمال شده ، ايشان را [ 101 ] آزرده ساختهاى ؟ كرم سلطان به زبان معذرت گفت كه من جهت فخر و مباهات مرتكب وصلت اين جماعت نجيب بزرگ شدهام . باوجود حكومت ملك ايشان ، خود را در سلك منتسبان ميشمرم . اگر بعد اليوم نسبت به ملازمان ايشان امرى صادر شود « 1 » ، از دشمنان اهل بيت رسول اللّه و امير المؤمنين على بن ابى طالبم و شما هرگونه خصمى خواهيد بكنيد و عهدنامه به قلم آورد ، همين منزل شاه ميرزا و شاه عبد الباقى به سيستان آمد و ملك مصطفى دوستكام با سادات با بركات به جانب سيستان خراميد و ملك الملوك كسان معتبر به استقبال سادات فرستاده ، ايشان را به اعزاز هرچه تمامتر در منازلى كه جهت ايشان مهيا شده بود ، جا دادند .
چون مدت يك سال از معاملهء رفتن ميرزا به قندهار بگذشت ، مظفر حسين ميرزا ، حمزه بيك را به سعى محمد بيك كه داماد او بود و به جاى فرزندش بود در ارگ قندهار بكشت . چند نفر ديگر عمده با حمزه بيك مثل امير آقاى ديوانبيگى و خضر آقا را به قتل آورد و محمد بيك ، لله و صاحب اختيار گرديد . چون اين حركت از ميرزا واقع شد ، رستم ميرزا با لشكر و مردم خود به جانب قندهار رفته در النگ دروازهء ماشور 114 خيمه زده ، ميانهء برادران ، آتش پيكار بلند شد و فتنه بالا گرفت . هرروزه فوجى از قلعه بيرون آمده ، برخى از دليران داور زمين در برابر دلاوران باخترزمين درمىآمدند و بداروگير مشغول بودند و مكررا محمد بيك با تمامى سپاهيان بيرون مىآمد .
رستم ميرزا نيز خود مرتكب رزم ميشد تا كار بر اهل شهر و منسوبان نواب مظفر حسين ميرزا تنگ شد . ملك الملوك مكرر مردم خيرانديش نزد رستم
هامش
( 1 ) - در اصل : صادر شود امرى .