تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مير حاجى محمد را منع كند و هنگامهء ايشان را برهم زند . ملك محمود منع او كرد كه از اين امر تغافل اولى است . حكومت ملك محمد در برابر من چون حركت ذره در معرض آفتاب است . ميران هرلحظه مرة بعد اخرى ، جوهر خود ظاهر ميسازند . از اين اعمال به ما نقصى نمىرسد . بالاخره نقيب جمال و رئيس احمد و نقيب محمود و ملك غياث الدين و ملك ناصر الدين « 1 » به منزل ميران رفته ، امير حاجى محمد را ملاقات نموده ، امير حاجى حسين نيز همراه ايشان رفته ، شماتت اقوام خود نمود . و بندگان ملك محمد از اين مقدمات پشيمان گرديده ، از ملك حيدر خايف شد . و از اقوام او ملك قاسم با او همراهى نموده بجانب سرابان « 2 » روان گشت و امراى بىآزرم باتفاق نقيب جمال و نقيب محمود بر پشته‌زاوه آمده ، ملك الملوك تفقد حال امير محمد لله و امير سيد على و ميران پشته‌زاوه نموده ، مطلقا در اين امر حاجى محمد را مدخل ندادند و از رنجش مير محمد اظهار حقيقت و حفانيت 107 رنجش او كرده ، در مقام تلافى درآمده ، اسبان تازى با زين زراندود [ 92 ش ] و كمر و خلعت به هركدام داده ، باز مير حاجى محمد در وكالت مستقلا شروع نمود . بعد از مدتى ملك الملوك ارادهء نزول جارونك و منزل و باغ پدر خود نموده ، به آنجا آمد و ملوك به منازل خود قرار گرفتند . ميران پشته‌زاوه نيز در منازل خود مانده ، امير حاجى قبل از اين به يك سال تعمير قلعهء تاعزو [ ن ] « 3 » نموده بود ، به آنجا رفت و گاه‌گاه امرا مجتمع ميشدند و مهام سرانجام [ مى ] يافت . چون ملك الملوك به جارونك آمد ، به منزل عم خود ، ملك ابو اسحق ملك حيدر را جا داده ، ترتيب شيلان و طعام و خوان « 4 » احسان به نوعى گسترد كه هيچ‌كس در منازل به اكل و شرب قيام نمىتوانست نمود . اكابر اقوام را به مهربانى و تكليف و ملازمان را به طلب و ساير مردم را به حكم ،
هامش
( 1 ) - شايد : ملك نصر الدين . ( 2 ) - در اصل : اسربان . ( 3 ) - قلعهء غرون در جزيره پشت زره محل توطن عظما و ميران سيستان ( عالم‌آرا ص 480 ) ( 4 ) - در اصل : خان .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 214 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده