گل باغ وصال بود كه به صرصر اجل از گلبن امل ريخت و بر لب جويبار وقار از پاى درافتاد . دريغ از آن ميوهء شاخسار بزرگى كه نارسيده ، باغبان زمانه از شاخ حيات كند و بر خاك ندامت افكند . ملك الملوك را از اين واقعه ، جامهء صبر بر جان چاك گشت و بر خاك و خون مىغلطيد . عم را غم پيرامن دل گرفت و خال را حال ديگرگون گشت . ماتمى در ميان ملوك عجم ، بل به كافهء عالم آمد كه آسمان كبودجامه و آفتاب سربرهنه چنان حادثهاى نديده بود . بعد از اشتعال نواير بىصبرى كه لازمهء اين نوع وقايع است ، حضرات عاليات ملوك گريبان اضطراب به سوزن صبر دوخته ، دست طاقت بر دل نهاده ، علما و فقها به مواعظ بيان و آيات مجيد قرآن و احاديث اعجاز بيان ، آب بر آتش اندوه ملك الملوك و برادر ارجمندش ملك جلال الدين و ملك غياث الدين و ملك ناصر الدين و باقى بنى اعمام نهاده و زده . ملك غياث الدين آنقدر گريه و اضطراب كرد كه ديگر در مجالس نيامد و خانهنشين بود و هرروز اندوهش زياده ميشد ، تا بعد از سه ماه كه مرتكب بيان قضيهء او خواهم شد ، عالم را بدرود كرد . چه همواره بر زبان مىآورده ، ملك حيدر از راه صورت و سيرت و اخلاق مشابهت به شاه اعظم شاه نجم الدين پدرم دارد و ملك حيدر را بسيار عزيز داشتى و محبوب طبعبلند و مطلوب دل ارجمند او بودى . بعد از اتمام [ تعزيت ] آن ارجمند و تقسيم خيرات به مستحقان و ختم كلام اللّه و آداب و روش اهل شوكت كه چهل روز گذشت ، جميع اكابر اطراف و اكناف سيستان ، به التماس ، ملك الملوك را به ديوانخانه آورده ، بهترتيب مجلس پرداختند و به خواندن تواريخ و قضانامهء [ 93 ش ] پيشينيان جراحت دلش اندمال مىدادند و هردم به نوعى و هردم بر وجهى آن بزرگ صورت و معنى را تسلى مىدادند .
در اين اثنا رفيعمنزلت ، عالىرتبت ، آقا زين الدين از عراق به سيستان آمد و استيفاى لذت قلبى ملاقاتش ، ملك الملوك را مشغول كرد . چندوقت به نصيحت او مشغول بودند . بعد از قضيهء هايلهء ملك حيدر ، مير محمد صالح
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٢١٦