تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خشنود ساخت و ملك حيدر را در برابر پدرش نوازشها نمود و خوش‌طبعيها كرد كه اى نورديدهء گرامى خواستى حقيقت جربزه و برازندگى خود به مسند حكومت خاطرنشان كنى ؟ نه پدر و نه اقوام بزرگ را با تو از اين امر مضايقه نيست و به انواع تلطف ، زنگ اين خجالت را از ناصيهء او برآورده ، به زلال مهربانى غبار وحشت او را نشانيده . ملك الملوك نيز حكايات بىتعلقى خود را از امور دنيوى به خاص و عام مىگفت و با امير جمال مير شيخ كه پسر عم مير حسن على بود و دولتخواه صميمى بود ، كلمه‌اى چند بر سبيل استغفار بر زبان آورد و دو روز جميع مردم رامرود و پشت‌زره آنجا جمع شدند و به استماع اين خبر ، نقباى زره و رامرود و رؤساى حوض‌دار و كندر و اعاظم نقبا و رؤسا و كوتوالان قلاع با تابينان خود و خواجه‌هاى سرابان همه به جارونك مجتمع شدند . و به التماس سادات مثل سيد محمد كوثرى و شاه احمد و امير محمود امير سيد كه اقضى القضات و نافذ الحكم بود و كمال فضيلت و ورع داشت ، ملك الملوك روى توجه به جانب اردوى شيخ زره آورده ، بر مقر [ و ] مسند متمكن گرديد . ديگر تا مدت مديد از اين خجالت به هيچ‌گونه ، حرفى در باب بيش‌وكم نزده ، مغير مزاج شريف نشدند و از روى اخلاص هركس به خدمات خود قيام داشت . و در آن ايام سادات عظام و قضات انام پيوسته در ميان بودند و راه حرف اهل خلاف مسدود بود . و چون يك سال و نيم از حكومت ملك بگذشت و نشستن ملك - الملوك و السلاطين در جزاير و جنگل و اجتماع مردم در يك محل بىروش نمود ، ذو نظرها « 1 » مصلحت در آن ديدند كه اكابر و امرا به خدمت ملك بر قريهء پشته‌زاوه كه به يك فرسخى آن اردو بود نزول نمايند و اكاره و رعاياى برزره و پشت شهر و آبخوران هركس به قرايا و مواضع خود رفته ، شروع در آبادانى محال خود نمايند . بدين موجب عمل نموده منزل و عمارت مير حسن على [ 91 ] محل نزول ملك الملوك شد ، و جهت ملوك منازل مهيا نمودند و امير
هامش
( 1 ) - در اصل : در نظرها .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 210 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده