پيش گرفت و مير مبارز و ديگر ميرزادهاى سيستان كه در آن جنگ همراه ايشان بودند ، خواه به رضا و خواه به كراهت روگردان شده ، متوجه شهر شدند . و همان لحظه مير مبارز ، جانب هرات رفت . و ملك عاقبت محمود از آب گذشته ، تمامى آن لشكر گردون حشر ، ارادهء شهر نمودند . ملك ملاحظهء ملك و ناموس مردم كرده ، چند نفر از ملازمان به شهر فرستاد كه هركس از نوكران قديمى ميرزا و اهل كارخانه ، سر ملازمت ما دارند ، از روى اميد در شهر توقف كنند و مردم افشار به فراغت خاطر با ناموس و مال خود بيرون روند كه با مال و ناموس و جان ، امان ايشان داديم . تا آخر آنروز ، يك تن از مردم افشار در شهر نماند و مال خود بيرون بردند . روز ديگر ملك عاقبت محمود به شهر آمده ، اول به مزار فيض آثار ملاكردان ولى رفته ، زيارت قبر شاه علاء الدين على بن ملك قطب الدين نموده ، از آنجا به قلعه نو رفته ، سه روز جهت تسكين خاطر مردم شهر و استمالت اهل او در آنجا بوده ، عنان عزيمت به جانب اردوى خود منعطف گردانيد . و اين قصه بتاريخ سنهء خمس و ثمانين و تسعمايه وقوع يافت . و مردم سيستان به حكومت ملك يكدل و يكرو شده ، اسباب دولت مهيا شد و آن صاحب سعادت فيروزبخت نيكنام كه لايق دولت دو جهان بود ، به تكليف اقوام رفيعمقام و امراى عظام و ساير ارباب اخلاص و اعتقاد ، راضى به امر حكومت و سلطنت [ 87 ] سيستان و ملك موروث خود گرديد
ذكر حكومت ملك الملوك فى الزمان ملك نجم الدين محمود بن ملك حيدر
عاليجاه ، ممالك پناه ، حقايق آگاه ، وارث سرير اكاسرهء عجم ، اعظم ملوك عالم ، افتخار صناديد خسروان كبار و نقاوهء سلاطين عاليمقدار ، نيكوصورت ، پاكيزه سيرت ، المخصوص بعنايات الملك الودود ، نجما للفلك السلطنة و العدالة ، ملك شاه محمود حالت . [ كذا ]
شاه كشورگير عادل دل ، ملك محمود شاه * خسرو خسرونشان ، شاه فريدون احترام