تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
داور و گرمسير رفته بود ، كار او تمشيت نيافته با لشكر و قشون خود ، قريب نهصد سوار معه كوچ به سيستان آمده ، در شهر ساكن شد و قريب به هزار خانوار قزلباش در شهر بود و هزار سوار با جعفر سلطان نيز آمده بودند . اين دو سه هزار كس با تبع خود به مشقت بسيار اوقات [ 85 ش ] ميگذرانيدند و سواى [ اهالى ] حوض‌دار و سرابان و آبخوران و اصل شهر كسى با قزلباش رفت‌وآمد نميكرد . و امير مبارز على هرچيز داشت ، صرف سلطان نمود و ملك غياث الدين از اسب و استر و قالى و قماش عراق دويست تومان به سلطان ارسال داشت ، و دو هزار من غله نيز امداد كرد . در اين اثنا ملك غياث الدين بيمار شد و مدت دو ماه بيمار بود . چون بيمارى به طول كشيد ، سلطان نزد ملك آمده ، اظهار نمود كه بيمارى شما به اين مرتبه رسيده ، اگر در ميان فرزندان و اقوام خود باشيد اولى و انسب مينمايد . ملك غياث الدين گفت كه من تا مهم شما نامشخص است و معاملهء اقوام من در ميان است جدايى اختيار نمىكنم . اما مبارز على گفت كه بودن شما در حين بيمارى در اينجا خوب نيست . شما اطاعت فرمان اعلى كرديد و امداد سلطان بجاى آورديد . اگر در ميان اقوام خود باشيد و مردم [ را ] از تحريك فتنه و فساد بازداريد ، به صلاح دولت پادشاه اقرب مينمايد . و تحريك بسيار - سلطان - در باب رفتن ملك غياث الدين نمود ، تا آنكه ملك را در محفه نشانيده به كنار هيرمند آوردند و سلطان شرط مشايعت بجاى آورد و يك هفته در راشكك اقامت نمود و از راشكك به جارونك كه خوش‌هواترين بقاع سيستان است رفتند و در منزل نو كه بجانب غربى جارونك واقع است نزول نمودند و چند روز كه در آنجا توقف نمودند ، ملك الملوك به صحت حال خود رسيده ، انواع بهجت و مسرت نموده ، ايشان را به اردوى شيخ زره كه قريب بيست هزار خانه مجتمع شده بود ، بردند و چند روز ملوك و ميران صحبتها داشته ، لوازم خوشحالى و سرور به جاى آوردند . و امير حاجى محمد