تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
سياه‌بخت تيره‌روزى را بر بالين بهرام ميرزا كه شش ساله بود فرستاده ، آن طفل معصوم را نيز بوالد غفران شعارش رسانيدند و ملك محمود و ملك غياث ، جوانى - قاسم نام - كه در جلدى شهره بود به شهر فرستادند و كشندهء بهرام ميرزا را در ميان بازار پاره‌پاره كرد و بيرون رفت و خود را به خدمت ملوك رسانيد و قورچيان بعد از ضنك « 1 » اموال ملازمان [ 83 ] نواب غفران‌پناه به اردوى معلى رفته ، حكومت سيستان را به تيمور خان گذاشتند و مدت حكومت ميرزا در سيستان به بيست و دو سال كشيد و در اين مدت هيچ خاطر از او آزرده نشد .

ذكر حكومت تيمور خان و هرج‌ومرج سيستان

تيمور خان در شهر به حكومت مشغول بود . اما ملوك و اشراف و امراى سيستان نزد او آمدورفت نداشتند . ملك محمود و ملك نصر الدين و ساير اقوام در جارونك مسكن داشتند و قلعه و خندقى بر اطراف منزل و باغ ملك محمود كشيدند و فوجى همواره جمع داشتند و مير مبارز در خدمت ملك اسحق در قريهء پلاسى به سر مىكرد و ملك غياث الدين نيز ، كوچ و مردم خود نزد ملك اسحق آورد . و ميران اولاد مير على و مير حسن على نيز كه منزل ايشان قريب به پلاسى بود ، آنجا جمع شدند . و جميع ميران مير سراج و امير حاجى حسين و اقوام با امير حاجى محمد دربار [ كذا ] قريب پلاسى مجتمع شدند . و سخن ايشان با ملك اسحق و ملك غياث يكى بود و گاهى به خدمت ملك محمود نيز ميرسيدند . و مردم سرابان در پاى قلعهء فتح جمع بودند . و اهل زره و رامرود نيز يك جا اجتماع نمودند . در هرگوشهء مملكت سيستان مجمع مهيا گرديد . خاطرها از تيمور خان متنفر گرديد و دل مردم به حكومت ملوك مايل گشت و اسباب و علامات دولت ظاهر گرديد . تا اينكه بتاريخ اواخر سنهء اربع و ثمانين و تسعمايه شاه اسكندر شأن ، شاه سلطان محمد به مسند ملك
هامش
( 1 ) - در اصل : صنك و هيچيك از اين دو ماده به معنى « ضبط » به كار نرفته است . مادهء ضنب به معنى « قبض و ضبط » استعمال شده است .