بغايت مستقل شد ، ناگاه بر سر جمعى قليل از بلوچ مكران رفت و اعتبار به ايشان نكرد ، غافل برايشان تاخت ، آنجا كشته شد . امير افضل در سرحد استقلال يافت و در سرحد عليا امير عبد العلى كه كلانتر و كدخداى موروثى آنجاست استقلال يافت و مير عبد العلى را پسرانست در كمال شجاعت . يكى را كه بزرگتر بود ، مير عارف نام بود . و مير افضل را پسرى است ، مير سهراب نام كه مردم آن حدود او را بنام جدش - سرخاب - گويند ، در كمال شجاعت .
در سرحد هزار و دويست تفنگچى سرآمد هستند و در معاملات كه مكررا راقم اين حروف را در مكران واقع شده ، جملهء مردم آنجا شرط خدمات و اطاعت به جاى آوردهاند . ان شاء اللّه تعالى به محل خود به حيزبيان خواهد آمد .
چون مجملى از حالات ملوك و مردم سيستان در حين حكومت ميرزا بديع الزمان صورت بيان يافت اكنون بر سر مطلب رفته بيان باقى حالات ميرزا از لوازم تاريخ است . و اللّه اعلم بحقايق الامور .
تتمهء حالات بديع الزمان ميرزا
چون مدت مديد بود كه محمد خان تركمان از اوضاع و منازعهء اهل سيستان و كمشفقتى ميرزا ملول شده بود ، از نواب اشرف استعفاى ملازمت [ 82 ] ميرزا نمود . نواب اشرف ، تيمور خان 102 ولد منش خان را للهء نواب ميرزا فرموده ، حكومت تربت زاوه « 1 » را به محمد خان اشفاق فرمود و محمد خان متوجه آن صوب گشت و تيمور خان با پانصد نفر از اويماق استاجلو داخل سيستان شد . ميانهء او و نواب ميرزا ، بواسطهء سوء ادب او ، اسباب كلفت مهيا شد ، و با اكثر مقربان و محرمان بزم ميرزا ، آغاز خشونت كرد . رفتهرفته حقيقت اين معنى به سمع عالى رسيد . ميرزا
هامش
( 1 ) - شايد : تربت وزاوه . زاوه ، امروز در بيست و يك كيلومترى مشرق تربت حيدريه است و دهستان آن از بخشهاى شرقى تربت حيدريه است و شهرستان تربت حيدريه از شهرستانهاى خراسان است ( فرهنگ جغرافيائى ايران ج 9 ) .