تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
به چند روز ملك غياث الدين كه همواره انيس و مصاحب و صاحب [ 82 ش ] مشورت بود ، رخصت رفتن مواضع خود يافته بود و ملك محمود و ميران سيستان هريك به منزل و مقام خود بودند و هيچ‌كس از اين اسرار آگاه نبود . چون شاه اسمعيل از دغدغهء برادران فارغ شده بود و خبر فوت سلطان حسين ميرزا شنيد ، فكر خاطرش بر دفع سلطان ابراهيم ميرزا راسخ شد و مهم سلطان ابراهيم را به انجام رسانيده و به خاطرجمع دل به قطع صلهء رحم نهاده ، قورچيان مذكور را به سيستان فرستاد و بتاريخ چهارم محرم سنهء مذكوره ميرزاى ساده‌لوح به اتفاق تيمور خان غدار به استقبال خلعت رفته و در « باغ عوض » خلعت پوشيده ، محلى كه متوجه قلعه ميشوند در ديوانخانه نرفته ، به‌عرض ميرسانند كه در خلوتخانه رقم را مطالعه نمائيد و بعد از فراغ از مطالعهء رقم و اطلاع بر حكم همايون به ديوانخانه تشريف آوريد . جمعى از غلامان مثل عليقلى بيك و قاسم بيك به‌عرض رسانيدند كه تنها با اين چهار قورچى به خلوتخانه نمىبايد رفت . ميرزا متعرض اين جماعت شده . به جانب خلوتخانه ميرود . تيمور خان و آن چهار قورچى به اندرون رفته ، درها را مىبندند و چون رقم را بدست ميرزا ميدهند و ميرزا ارادهء گشودن رقم مينمايد كه به ميرزا مىچسبند و نميگذارند كه آوازش بلند شود و چيزى بر گردن ميرزا انداخته بيك چشم زدن جسم آن « 1 » روح مجسم را كه جان عالمش توان گفت ، از جوهر روح خالى ساخته ، همان لحظه حكم بگرفتن غلامان و ملازمان قديمى و اهل كارخانه‌اش نموده ، فزع اكبر در قلعه نو كه محمد خان تركمان جهت نزول عالى ميرزا ساخته بود ، ظاهر شد « 2 » . و زلزله در اركان دولت آن سلسلهء رفيع مكان افتاد . چاشت بلند اين خبر منتشر گشت و ملك غياث الدين و ملك محمود و باقى ملوك و امراى سيستان ، هريك جداگانه رو به جاهاى جزاير و محكم آوردند و تفرقه در سيستان رو آورد . اهل شهر هريك به حال خود گرفتار شدند و بعد از روز ديگر نصف شب ،
هامش
( 1 ) - در اصل : « او » بجاى « آن » . ( 2 ) - در اصل : در قلعهء مزبور ظاهر شد .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 191 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده