شد ، اما خدام ملك الملوك و السلاطين با ملك غياث الدين كه خالوى او بود به نوعى از روى ادب معاش ميكرد كه موجب حسد بنى اعمام و كل اقوام بود .
تا يك سال و نيم بعد از جلوس ملك محمود بتاريخ سنهء تسع و ثمانين و تسعمائه نهم شهر ذيحجة الحرام موافق ئيلانئيل ، به جوار رحمت ايزدى پيوست و شصت و سه سال عمر كرد . از بىبى شاه بيكى - دختر شاه محمد شاه محمود - سه پسر : ملك محمد و ملك ابو الحسن و ملك محمودى . و دخترى : بىبى اركان ملك كه او را در اوايل ملك محمود ملك حيدر بنكاح آورد و بعد از يك سال فوت شد . و از بىبى مريم سلطان دختر مير غياث مير عبد اللّه ، فقير - الحقير و دو همشيره بوجود آمد . همشيرهء بزرگ سه روز پيشتر از پدر خود ، در سن سيزده سالگى فوت شد و يك دختر در قيد حياتست كه حقيقت حالش نوشته خواهد شد . [ 79 ]
[ شاه حسين ]
شاه حسين پسر ميانهء شاه محمود است و با برادرش بسر ميكرد و بسيار قابل و قانع و خوشذات بود و به عبادت رغبت تمام داشت . دختر مير فتحى را بخواست و از او دخترى به وجود آمد و پيش از پدر فوت شد و بتاريخ سنهء اربع و خمسين و تسعمايه به عالم بقا خراميد .
[ شاه نصرت ]
شاه نصرت بغايت خوشصورت و خوشآواز بود . در عنفوان جوانى و ايام بىتفاوتى هرگز كارى نكرد كه موجب غبار خاطر برادر شود .
او نيز در شهور سنهء سبع و خمسين و تسعمايه جهانگذران را وداع كرد و منزل آخرت اختيار نمود . و چهار همشيرهء ملك غياث به اين تفصيلاند :
بوبو خا [ تو ] ن 97 « 1 » كه ملك حيدر او را بخواست و از او دو پسر : ملك محمود و ملك اسحق و دخترى : بوبو خانم « 2 » بوجود آمد . و بوبو سلطان خاتون را شاه
هامش
( 1 ) - بوبو شكل ديگرى از بىبى است .
( 2 ) - كاتب يك نقطه هم زير حرف « خ » گذاشته است .