شما ، ملك غياث همشيرهء ملك محمودى را به او داد . بعد از يك سال آن صالحه به جوار رحمت ايزدى پيوست و ملك غياث در باب ملك محمود با ملك حيدر مصلحت ديده ، او را داماد ملك الملوك ، ملك اسحق نمودند و بىبى شاهزاده را به حبالهء نكاح او « 1 » درآوردند . بعد از سه سال فرزندى بهوجود آمد ، چون ماه شبافروز . ملك حيدر او را به نام خود مسمى كرد و در آن هفته به جوار رحمت ايزدى پيوست و اين قضيهء هايله در شهور سنهء خمس و ستين و تسعمايه دست داد . اقوام و برادران و اكابر سيستان را عنان صبر و اختيار از دست رفته ، در سيستان تعزيهاى واقع شد كه هرگز آنگونه المى به حال هيچ طايفهء راه نيافته بود .
از ملك حيدر دو پسر اعلىگهر ماند : ملك محمود و ملك ابو اسحق و [ يك دختر به نام ] بىبى خانم ، از همشيرهء ملك غياث . و چهار دختر ديگر ، از بىبى دولت خاتون ، دختر شاه محمود فراهى كه بعد از فوت همشيرهء ملك غياث الدين به حبالهء نكاح درآورده بود متولد شد : بىبى زليخا و بىبى لطيف و بىبى شاه آغا و بىبى فاطمه .
[ ملك نصر الدين محمد ]
ملك نصر الدين محمد نيز پسر شاه ابو اسحق است ، در كمال شجاعت و سخاوت نفس . اما به غايت غليظ القلب و تندخوى بود و همواره در زمان حكام قزلباش نارسائيها از اولاد او بظهور مىآمد و فيما بين او و حكام اسباب تكلف مهيا بود و اندك نقارى در باب املاك و اسباب ميانهء او [ و ] والد بنده بود . با وجود وصلت و قومى نزديك ، همواره با يكديگر در مقام رنجش بودند تا در ظهور فتنه و فوت پادشاه جنت بارگاه ، كار او و اولاد او ملك غريب و ملك ظريف و ملك مصطفى كه او نيز برادرزادهء او بود و در ظل تربيت او و ملك لطيف پسر او بالا گرفت و قريب به دو هزار كس ملازم و تابع بهمرسانيده ،
هامش
( 1 ) - در اصل : نكاح او روز درآوردند .