در ظهور دولت ملك عاقبت محمود ، ثروت [ و ] دولت كلى يافتند و مردم سيستان با ايشان در مقام عناد بودند ، تا قضيهء رستم ميرزا كه به سيستان آمد و ملك عاقبت محمود را بگرفت . در قلعهء جارونك او [ 80 ] با پسران خود محبوس گشت و در پانزدهم شهر رجب سنهء ثمان و تسعين و تسعمايه شربت شهادت چشيد . و ملك غريب و ملك ظريف و ملك لطيف در آن شب با پدر رخت بعالم آخرت كشيدند و حال اولاد [ او ] بهنوعى است كه در طى حالات ملك غياث مذكور شد . هشتاد و دو سال عمر كرد .
[ شاه زين العابدين ]
شاه زين العابدين پيوسته در قلعهء برنكحم « 1 » مسكن داشت و اوقات او به تلاوت كلام [ اللّه ] مصروف بود و بسيار شكاردوست بود و ضابط و صاحب سياست بود و در سنهء احدى و ستين و تسعمايه به جوار رحمت ايزدى پيوست و چهل و پنج سال عمر يافت و از او يك پسر : ملك مصطفى و يك دختر :
بىبى خانم از بوبو [ جان ] خاتون دختر شاه محمود بماند .
[ ملك قاسم ]
ملك قاسم پسر كوچك شاه ابو اسحق است و ملك قاسم كسب كمال و طلب « 2 » علمى نموده ، مدت پنج سال در مشهد مقدس به مطالعهء علوم مشغول بود و چون به سيستان آمد ، بىبى حلالخور دختر شاه حسين بهرام را به حبالهء نكاح خود درآورد و در سيستان به تعمير عمارت و بستان حون جنت [ كذا ] مشغول گرديد و صحبت ملك قاسم با ملك غياث الدين گرم بود و از صحبت برادر خود ملك نصر الدين گريزان بود و او را سه پسر : شاه ابو سعيد و شاه حسين و شاه ابو اسحق و سه دختر از آن ضعيفه تولد نمود . شاه ابو سعيد در هفده سالگى و عنفوان حسن و جوانى فوت شد و شاه حسين مدتى « 3 » نشوونما يافت و شرح حال شاه حسين و شاه ابو اسحق بيان خواهد شد . و در شهور
هامش
( 1 ) - سابقا : برنك حسم .
( 2 ) - در اصل : طالب .
( 3 ) - در اصل : مدت .