نام متولد شده بودند . بودن آن مقام به سه ماه كشيد . ميرزا ترخان بيك ، مشهور به يادگار سلطان را با خلعت خسروانه و احكام استمالت به سرابان فرستاده ، ملك غياث الدين محمد را به سيستان آورد و بعضى از نهرهاى مواضع كه خراب و باير بود آباد نموده با محصول و مصالح الاملاك به ملك غياث الدين گذاشت . روزبروز اسباب دولت و كامرانى مهيا مىشد و نكبت روگردانيده ، جميع مطالب و مقاصد روا گرديد و كار به جايى رسيد كه از نقير و قطمير مهمات ملكى و مالى ، هيچ امر بىرضاى ملك غياث الدين و بىمصلحت او تمشيت نمىيافت و پيوسته در شهر ساكن بود و ملك محمد و ملك محمودى شاه ابو الحسن در موضع محمودآباد به سر ميكردند و گاهى به ملازمت نواب ميرزائى و پدر بزرگوار به شهر مىآمدند و بتاريخ سنهء ثلث و سبعين و تسعمايه ، بىبى مريم سلطان ، بنت امير غياث امير عبد اللّه را به حبالهء نكاح درآورد و از او دو صبيه بوجود آمد . و بتاريخ چهاردهم شعبان سنهء ثمان و سبعين و تسعمايه ، راقم اين حروف بوجود آمد . ارادهء خاطر والد ماجد آن بود كه بنام برادر خود شاه حسين نام گذارد . ميرزا ميفرمايند كه ما پسر شما را مسمى بنام « 1 » ميكنيم ملك غياث الدين محمد ميگويد « ارادهء من آنست كه اين پسر را مسمى به نام برادر خود كنم . » « 2 » ميرزا از كمال مهربانى ميفرمايند كه ما نيز با شما در اين امر موافقت ميكنيم ، و ليكن در اين زودى دو ميرزا شاه حسين بودهاند : يكى ميرزا شاه حسين ارغون « 3 » كه بزيور كمالات صورى و معنوى آراسته بود و ديگرى ميرزا شاه حسين وزير شاه باباام كه او نيز صاحب صفات مرضيه بوده . ما پسر شما را ميرزا شاه حسين نام مىكنيم كه شايد بهحسب نام صاحب قابليت و استعداد گردد . و در زمان كودكى حسب الامر [ 78 ] عالى پدر و برادران و ساير مردم ، بنده را با اين خطاب مخاطب داشتند و اكنون بعضى اكابر كه از آن مراتب آگاهند ، به همانطريق
هامش
( 1 ) - در اصل از نامى كه ميرزا بر زبان آورده است ذكرى نيست .
( 2 ) - در اصل : ميكنم .
( 3 ) - اين شخص شناخته نشد .