محمد بن شاه على بخواست و از او دو پسر : شاه على و شاه محمود حاصل شد . و بوبو عروس خاتون را ملك نصر الدين بخواست و از او سه پسر در وجود آمد : ملك غريب ، ملك ظريف ، ملك محمد اللطيف . و [ از ] بوبوى خورد كه نامش [ بوبو ] جان « 1 » خاتون بود و او را شاه زين العابدين بن شاه ابو اسحق خواسته بود ، يك پسر ماند : ملك مصطفى و دخترى : بوبو خانم .
بعد از فوت شاه زين العابدين ، برادرش - ملك نصر الدين - بخواست . از او سه دختر متولد شد : بىبى سلطان خاتون و فاطمه خاتون و اركان ملك .
اينست اولاد شاه محمود .
ذكر اولاد شاه ابو اسحق
اول ملك نظام الدين حيدر ، زبده و خلاصهء ملوك زمان خود بوده ، در حسن صورت و خلق و سيرت بىمانند بود ، چنانچه او را « شاه خوبان » ميگفتهاند . بعد از شاه محمد به جاى پسر عم بنشست . بنى اعمام و برادران در اطاعت او داد مبالغه ميدادند و ملك غياث الدين با ملك حيدر يك جان بودند [ در ] دو قالب و تمام عمر گرامى با يكديگر صرف ميكردند و هرگز خلاف رضاى يكديگر نكردند . و ملك حيدر با جميع اكابر و ميران و ياران سيستان بنوعى سرميكرد كه همه بالطلوع و الرغبة جان فدايش ميكردند .
خصوصا اولاد امير على كه شيوهء پدرش بودند . همهوقت ، در همهجا ، با او موافقت داشتند . مير حسين 98 على همواره در فكر آن بود كه سيستان را از تصرف حكام قزلباش بيرون آورد تا به موعد ، اين كار خود از پيش رفت . و ملك حيدر پيوسته به شكار و صحبت اهل ادراك شعف داشتى و به عيش و كامرانى [ 79 ش ] مشغول بودى و سالى دو سه مرتبه با ميرزايان و سلاطين آشنائى كردى . چون او را فرزندان بهم رسيد ، ملك محمود در خدمت پدر به نوعى ساعى بود كه هيچ خدمتش را بنوكران و غلامان نگذاشتى . و ملك محمود را نزد پسر عم خود - ملك غياث الدين - برد و گفت كه خواهرزادهء شماست و فرزند
هامش
( 1 ) - حرف « ج » در اصل نقطه ندارد .