تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
را رتبهء اين امر بهم ميرسيد به او تفويض ميفرمودند و در آخر بعد از بيرون رفتن ميرقلى و تركمانان از سيستان كه به محل خود بيان خواهد شد امر وكالت مستغلات به امير محمد مير محمود [ 61 ش ] تعلق گرفت و امير محمد مير عمر محرم اسرار و محل اعتماد بود . چون جزئيات حالات اهل سيستان در آن ايام در محل خود بيان مىشود بيش‌ازين اطناب نمىرود . اما چون اولاد امجاد سلطان حسين ميرزا از عهدهء امر سلطنت بيرون نيامدند و متفرق شدند و شاه بيك خان اوزبك فتح دار السلطنهء هرات نمود ، شاه منصور بخشى به سيستان آمد و شاه منصور از اقارب او بود ، بعضى مردم سيستان به اوق رفته به او پيوستند و لشكر عظيم از اوزبك همراه داشت . ملك نيز جمعيت نموده ارادهء جنگ او داشت ، امراء سيستان به خدمت ملك شتافته معروض داشتند كه الحال جنگ مناسب نيست اگر بىمناقشه به جانب سرحد تشريف ببريد و گرمسيرات و سرحد در تصرف ملازمان بوده باشد و مدارائى با اين گروه فرمايند غلامان قديم رفت‌وآمدى مىتوانند نمود . و هرگاه جنگ و فتنه شد بالكليه راه آمدوشد مسدود است و ميسر نميشود كه صد هزار نفس از اين ملك بيرون رفته در سرحد معاش كنند . ملك اين راى را مستحسن شمرده . متوجه سرحد شد و شاه منصور بخشى نيز مردم را از آشنائى و رفت و آمد منع نمىكرد . دو سال حال بر اين منوال بود تاآنكه به تاريخ نهصد و پانزده كه در آذربايجان طلوع نيراقبال شاه اسمعيل 77 شد ، ملك الملوك در خواب ديد كه شاه اسمعيل بخراسان آمد ، تاج و لباس و آن وضع مشاهده كرده بود از قماش سرخ ، تاج به آن شكل كه خواب ديده بود ترتيب داد و پيوسته بر سر نهادى . چون بتاريخ سنهء ثلث و عشر و تسعمايه خبر وصول شاه بهرام انتقال به مرو شاهجان به قصد شاه بيك اوزبك به سمع ملك رسيد از سرحد به سيستان آمد و به راشكك نزول فرمود و در منزل استاد تاج نجار خود با اقوام و خواص مسكن كرد و عساكر سرحد و زره و رامرود و حوض‌دار در گوشه‌هاى ويرانه مخفى شدند و قريب به دو هزار كس با ملك و اقوام بودند و خبر به