از املاك ملك نصر الدين نيز به ديوان ملك يحيى منتقل شد و صلحگونهاى نمودند ، اگرچه تا زمانى كه ملك سلطان محمود به فرمودهء ملك محمد بر سر چغتاى لشكر آورد ، رفت و آمدن مسلوك نبود ، در آن معركه امداد از شاه على و شاه محمود به ملك سلطان محمود رسيده غبار ملال به صيقل و داد زدوده شد و در ايامى كه بواسطهء استيلاى اوزبك و آمدن شاه منصور يحيى 75 خواهرزادهء شاهبيك « 1 » خان اوزبك به سيستان و رفتن ملك سلطان محمود به سرحد امداد بسيار از ملوك ذوى الاحترام مشاهده نمود ، چنانچه ملك سلطان محمود لشكرى به هوديان برد و در دور قلعهء هوديان جنگ عظيم واقع شد و در آن جنگ شاه محمد بن شاه ابو سعيد ، برادر كوچك شاه على « 2 » و شاه محمود درجهء شهادت يافت . ملك سلطان محمود از كشتن شاه محمد بسيار آزرده شد ، با ملكزادهها و اولاد ملك قطب الدين مصلحت ديد كه آنچه لازمهء قومى و مهربانى است در اين ايام از ملوك عظام مشاهده شد ، شرط مردى اينچنين است كه جميع قبالجات املاك ايشان را به ايشان سپارم . گويند كه روزى در زمان جشنى ترتيب داد و جميع اقارب خود جمع ساخت و در حضور ايشان قبالجات و اسناد املاك ورثهء شاه نصرت و آنچه از املاك شاه نصر الدين قباله گرفته بودند همه را پيش شاه على گذاشت و شاه على در باب املاك بسيار حرص داشت تمامى تمسكات در بغل نهاد ، شاه محمود معروض داشت كه اين املاك را به ورثهء شاه محمود حاجى ميدهند يا نه . برادر بزرگ ملك الملوك فرمودند كه اين املاك بشما سه برادر كه شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق باشيد و همشيرهء شما گذاشتيم چون برادر شما بواسطهء رفاقت ما درجهء شهادت يافت معاملهء خون بر طرف شد و بعد ازين هركس نام اين مقدمه بر زبان راند خون او هدر باشد . بعد از رفع اين قضيه همواره خصوصيت و [ 60 ش ] محبت فيما بين اولاد ملك قطب الدين و شاه محمود منظور بود و
هامش
( 1 ) - همان محمد خان شيبانى يا شيبك خان است .
( 2 ) - در اصل : شاه محمد بن شاه ابو سعيد بن برادر كوچك شاه على .